فراتر از گیتس؛ خیزش درامهای روزانه در عصر طلایی تلویزیون
نسترن رادمنش پیروزی درام Beyond The Gates در جوایز امی را تحلیلی بر بازگشت به اصالت روایت و فرم در تلویزیون میداند.


- مجموعه Beyond The Gates با کسب چهار جایزه امی در نخستین سال حضور، استانداردهای تولید درامهای روزانه را جابجا کرد.
- میشل وال جین (Michele Val Jean) با اتکا به درامپردازی روانشناختی، روح تازهای در کالبد ژانر سدسر (Sudser) دمیده است.
- موفقیت این اثر در پنجاه و سومین دوره جوایز امی، گواهی بر اهمیت فرم و اصالت روایت در برابر فرمولهای تکراری است.
تبارشناسی یک غافلگیری در قاب تلویزیون
در میان انبوه تولیدات صنعتی و بیروح که اغلب تحت لوای درامهای روزانه به مخاطب عرضه میشوند، ظهور «فراتر از گیتس (Beyond The Gates)» در پنجاه و سومین دوره جوایز Daytime Emmy Awards همچون یک تکانهی هنری عمل کرد. این اثر که در نخستین سال واجد شرایط بودن خود توانست چهار جایزه معتبر را از آن خود کند، بیش از آنکه یک موفقیت تجاری ساده باشد، نشانهای از بازگشت به اصالت نویسندگی در مدیوم تلویزیون است. شبکه سیبیاس (CBS) با حمایت از این پروژه، فضایی را برای «میشل وال جین (Michele Val Jean)» فراهم کرد تا بتواند با عبور از کلیشههای رایج، به واکاوی لایههای درونی شخصیتها بپردازد.
من به عنوان منتقدی که همواره نسبت به سنتهای دستوپاشنده درامهای تلویزیونی بدبین بودهام، در مواجهه با این اثر شاهد نوعی بلوغ فرمی بودم. وال جین در اینجا نه تنها با دیالوگهای هوشمندانه، بلکه با درک عمیق از سکوتهای سنگین میان شخصیتها، توانسته است میزانسنهای مینیمالیستی را به خدمت بگیرد که پیشتر در این ژانر کمتر دیده بودیم. این چهار جایزه، پاداشی است به جسارت او در فاصله گرفتن از ملودرامهای پوچ و حرکت به سوی درامهای روانشناختی که در آن، زبان بدن بازیگران بیش از دیالوگهای پرطمطراق، روایتگر حقیقت است.
استعارههای بصری در خدمت روایتهای خانوادگی
آنچه در Beyond The Gates بیش از هر چیز چشم را خیره میکند، قاببندیهای نقاشانهای است که در لحظات تنهایی شخصیتها به کار رفته است. در حالی که بسیاری از سریالهای مشابه بر حرکتهای سریع دوربین و زوایای تهاجمی تکیه دارند، این اثر با بهرهگیری از نورپردازی طبیعی و فضاهای بسته، استعارهای بصری از انزوای مدرن خلق میکند. اینجاست که امضای مؤلف و مولفینگیِ وال جین نمود پیدا میکند؛ او به جای نمایش بیرونیِ درگیریها، دوربین را به درونِ خلوتِ ذهنی شخصیتها میبرد.
بازیگرانِ برگزیده این دوره، در واقع نبضِ تپنده این قاببندیها بودند. دریافت جوایز بازیگری برای نقشهای اصلی و مکمل، تنها به دلیل مهارت تکنیکی آنها نبود، بلکه به خاطر تواناییشان در انتقالِ طنین احساسی پایانبندیهای هر قسمت به مخاطب است. آنها آموختهاند که چگونه در یک نمای مدیومشات، بدون نیاز به هیچگونه جلوههای ویژه کامپیوتری، تنش درونی را به مخاطب منتقل کنند. این همان چیزی است که سینمای مؤلف به دنبال آن است: انسانی کردنِ درام در میانهی هیاهوی صنعتی.
چرا این پیروزی، مسیر درامهای مستقل را تغییر میدهد؟
موفقیت در مراسمی که از پلتفرمهایی مانند YouTube استریم میشود، پیامی روشن برای صنعت سرگرمی دارد: مخاطب امروز بیش از هر زمان دیگری تشنهی قصههایی است که با او صادقانه حرف بزنند. درامهای روزانه سالها بود که در چرخهای از تکرار گرفتار شده بودند؛ اما پیروزی Beyond The Gates نشان داد که میتوان با فرمی متین و نگاهی جامعهشناختی، همزمان هم منتقدان سختگیر را راضی کرد و هم مخاطب عام را به تحسین واداشت.
من معتقدم این پیروزی، یک نقطه عطف است. زمانی که یک درام روزانه با تکیه بر زیرمتن روانشناختی موفق میشود از سدِ داوران سختگیر امی عبور کند، یعنی زمان آن رسیده که استودیوهای بزرگ، تعریف خود از «سرگرمی» را بازنگری کنند. این اثر ثابت کرد که برای ماندگاری، نه به بودجههای کلان و نه به سناریوهای پر از اتفاقات غیرمنطقی نیاز است؛ بلکه تنها کافی است زاویه دیدِ منحصربهفردی داشته باشیم که جهان را از دریچهای متفاوت، اما عمیقتر، به تصویر بکشد.
فراتر از جوایز؛ ماندگاری در حافظه بصری
در نهایت، آنچه از این چهار جایزه در تاریخ تلویزیون باقی خواهد ماند، نه مجسمههای طلایی، بلکه تأثیری است که Beyond The Gates بر ذائقه بصری بینندگان گذاشته است. این سریال با عبور از لایههای سطحیِ داستانگویی، به سراغ مفاهیمی چون هویت، ریشههای خانوادگی و تضادهای درونی رفته است. من به عنوان کسی که فستیوالهای ونیز و کن را به دقت دنبال میکنم، معتقدم که روحِ حاکم بر این سریال، قرابت بسیاری با درامهای هنری مستقل دارد که در آنها، «سکوت» به اندازه «کلام» اهمیت دارد.
این پیروزی، دعوتی است به تماشای دقیقتر؛ دعوتی برای اینکه در میان انبوه محتواهایی که روزانه تولید میشوند، به دنبال آثار مؤلفی بگردیم که با ظرافت، تماشاگر را به اندیشیدن وامیدارند. Beyond The Gates تنها یک برنده امی نیست؛ این یک بیانیه هنری است در ستایشِ سینمای مؤلف و اهمیتِ آن در تلویزیونِ مدرن. باید دید آیا این مسیرِ درخشان در فصلهای آینده نیز با همین دقت و ظرافتِ بصری ادامه خواهد یافت یا خیر، اما تا همینجا، این اثر جایگاه خود را به عنوان یکی از درخشانترین تجربههای تلویزیونی سال تثبیت کرده است.

منتقد و کارشناس سینمای هنری و مؤلف، فارغالتحصیل مطالعات سینمایی، پوششدهنده رویدادهای کن، ونیز و درامهای روانشناختی مستقل.
مطالب مرتبط پیشنهادی
بیشتر در سینما و سریال ←پرسشهای متداول پیرامون این مطلب (FAQ)
مهمترین نکات و خلاصه گزارش «فراتر از گیتس؛ خیزش درامهای روزانه در عصر طلایی تلویزیون» چیست؟◀
مجموعه Beyond The Gates با کسب چهار جایزه امی در نخستین سال حضور، استانداردهای تولید درامهای روزانه را جابجا کرد. | میشل وال جین (Michele Val Jean) با اتکا به درامپردازی روانشناختی، روح تازهای در کالبد ژانر سدسر (Sudser) دمیده است. | موفقیت این اثر در پنجاه و سومین دوره جوایز امی، گواهی بر اهمیت فرم و اصالت روایت در برابر فرمولهای تکراری است.
چرا این تحلیل تخصصی در رسانه NextIT اهمیت دارد؟◀
نسترن رادمنش پیروزی درام Beyond The Gates در جوایز امی را تحلیلی بر بازگشت به اصالت روایت و فرم در تلویزیون میداند.
چه کلیدواژهها و موضوعاتی در این مقاله بررسی شدهاند؟◀
این خبر در حوزه سینما و سریال قرار دارد و کلیدواژههای مرتبط شامل میشل وال جین، Beyond The Gates، جوایز امی، سینمای مؤلف، درام تلویزیونی میباشد.
دیدگاه کاربران (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش!


