شکار استعداد در اتاق فکر هالیوود؛ وقتی کوری بارکر ناتان فیلدر را فراخواند
کوری بارکر کارگردان Obsession با ارائه پیشنهادی جسورانه به ناتان فیلدر، به دنبال همکاری در پروژهای جدید است که مرزهای سینمای کمدی سیاه را جابهجا کند.


- کوری بارکر، کارگردان فیلم Obsession، پس از تماشای اثر کالت You Can See Everything شیفته سبک ناتان فیلدر شده است.
- بارکر به طور مستقیم با فیلدر برای یک همکاری بالقوه وارد مذاکره شده تا مرزهای کمدی سیاه و درام را جابهجا کنند.
- این حرکت نشاندهنده تغییر ذائقه در سینمای مستقل است که به دنبال ترکیب فضای سورئال با ساختارهای روایتگر مینیمالیستی است.
از قابهای وسواسی تا جنونِ کنترلشده فیلدر
در دالانهای تودرتوی استودیوهای هالیوود، جایی که پروژهها معمولاً در چرخدندههای بوروکراسی گیر میکنند، گاهی جرقهای از یک ملاقات غیرمنتظره، کل جریان یک ژانر را تغییر میدهد. کوری بارکر (Curry Barker) که با فیلم Obsession توانست نظر منتقدان را به دلیل میزانسن پرکشش و بازی با تعلیقهای روانی جلب کند، حالا در نقطه عطف مسیر حرفهای خود قرار گرفته است. او نه به عنوان یک کارگردان تراز اولِ گیشه، بلکه به عنوان یک سینهفیلِ جسور، دست به حرکتی زده که شاید دیوانگی به نظر برسد؛ او ناتان فیلدر (Nathan Fielder)، استادِ بیبدیلِ معذب کردن مخاطب و مهندسِ موقعیتهای عجیب در تلویزیون را برای یک همکاری مشترک به چالش کشیده است.
تأثیرِ فیلم You Can See Everything بر بارکر، چیزی فراتر از یک لذت بصری ساده بود. بارکر در گفتگوهای اخیرش اعتراف کرده که وقتی این اثر فیلدر را دیده، ناگهان قطعات پازل برایش چیده شده است. او به دنبال کسی میگشت که بتواند ریتم تدوین را به گونهای کنترل کند که تماشاگر در عینِ خنده، احساس ناامنی شدیدی داشته باشد. ناتان فیلدر، کسی که در The Rehearsal نشان داد چگونه میتوان واقعیت را تا مرز فروپاشی کش داد، حالا به هدف اصلی بارکر برای یک پروژه مشترک تبدیل شده است.
هنرِ «به آب انداختنِ» ایدههای رادیکال
وقتی بارکر از عبارت «من آن را به آب انداختم» (I Put It Out in the Water) استفاده میکند، دقیقاً به همان لحظه حساسِ ارسالِ پیشنهاد اشاره دارد؛ لحظهای که یک هنرمند، تمام اعتبار و شهود خود را در یک ایمیل یا تماس تلفنی به سمتِ یک غولِ خلاقیت پرتاب میکند. این استراتژی، دقیقاً همان چیزی است که سینمای مستقل را زنده نگه میدارد. در حالی که استودیوهای بزرگ با بودجههای کلانِ ۲۰۰ میلیون دلاری درگیرِ تضمین سودآوری در باکسآفیس هستند، بارکر و فیلدر به دنبالِ چیزی هستند که در ارقامِ گیشه خلاصه نمیشود؛ آنها به دنبال یک «اتفاق» در سینما هستند.
شیمی میان این دو، اگر به سرانجام برسد، میتواند یکی از عجیبترین و در عین حال هوشمندانهترین ترکیباتِ سالهای اخیر باشد. بارکر با نگاهی که به میزانسنهای کلاسیک اما با رویکردی مدرن دارد، و فیلدر با آن نگاهِ خشک و سرد که تمام قواعدِ تعامل اجتماعی را در هم میشکند، میتوانند اثری خلق کنند که در آن موسیقی متنی که روی صحنه سنگینی میکند، با دیالوگهای کوتاه و ضربتیِ فیلدر به تعادلی بینظیر برسد.
چرا این همکاری، معادلاتِ ژانر را تغییر میدهد؟
بسیاری از مخاطبانِ جدی سینما میپرسند که چرا باید به چنین همکاریای اهمیت داد؟ پاسخ در «ریتم تدوین» و «جلوگیری از افت انرژی» نهفته است. ناتان فیلدر استادِ کش دادنِ لحظاتی است که تماشاگر میخواهد چشمانش را ببندد. بارکر نیز در Obsession ثابت کرد که میداند چگونه با استفاده از فضای منفی در کادر، تنش ایجاد کند. ترکیب این دو، یعنی ساختِ فیلمی که نه کمدی است و نه درام؛ بلکه یک «تجربه» است که مرزهای ژانر را به چالش میکشد.
در دنیای امروز که بلاکباسترها بیش از حد بر جلوههای ویژه بصری متکی هستند، حضور هنرمندانی که روی «شیمی بازیگران روی پرده» و «پیچش داستانی هوشمندانه» تمرکز میکنند، غنیمت است. اگر این همکاری به مرحله پیشتولید برسد، ما شاهدِ فیلمی خواهیم بود که احتمالاً در فستیوالهایی مثل ساندنس (Sundance) غوغا به پا میکند و شاید بتواند مخاطبانِ خسته از تکرارِ فرمولهای مارول (Marvel) و دیسی (DC) را دوباره به سالنهای سینما بکشاند.
از ایدههای خام تا پرده نقرهای؛ مسیرِ دشوار پیشرو
البته همه چیز به این سادگی نیست. ناتان فیلدر به سختگیر بودن در پروژههایش معروف است. او کسی نیست که به راحتی برای هر پیشنهادی «بله» بگوید. اما بارکر با تکیه بر درک عمیقش از زبانِ سینمایی فیلدر، شانسِ خود را امتحان کرده است. این حرکت نشاندهنده یک بلوغ در نسل جدید فیلمسازان است؛ نسلی که دیگر منتظر تایید استودیوهای بزرگ نمیمانند و خودشان با ایجادِ شبکه ارتباطی، پروژههای رویاهایشان را کلید میزنند.
در نهایت، این بازیِ شطرنجِ خلاقانه، یادآورِ روزهایی است که کارگردانان بزرگ با هم همکاری میکردند تا تعریفِ «سینما» را تغییر دهند. اگر بارکر بتواند فیلدر را متقاعد کند که در دنیایِ وسواسگونهاش قدم بگذارد، ما نه تنها شاهدِ یک فیلم، بلکه شاهدِ یک بیانیه سینمایی خواهیم بود که تا سالها در کلاسهای تحلیل فیلم تدریس خواهد شد. این، همان چیزی است که سینما به آن نیاز دارد: خطر کردن در آبهای ناشناخته، جایی که هیچ تضمینی برای سودآوری مالی نیست، اما پتانسیلِ خلقِ یک شاهکارِ ماندگار وجود دارد.

منتقد سینما، تحلیلگر آمار گیشه هالیوود و سینهفیل با ۱۰ سال سابقه پوشش فستیوالهای بینالمللی و جریان اصلی فیلمهای هالیوود.
مطالب مرتبط پیشنهادی
بیشتر در سینما و سریال ←پرسشهای متداول پیرامون این مطلب (FAQ)
مهمترین نکات و خلاصه گزارش «شکار استعداد در اتاق فکر هالیوود؛ وقتی کوری بارکر ناتان فیلدر را فراخواند» چیست؟◀
کوری بارکر، کارگردان فیلم Obsession، پس از تماشای اثر کالت You Can See Everything شیفته سبک ناتان فیلدر شده است. | بارکر به طور مستقیم با فیلدر برای یک همکاری بالقوه وارد مذاکره شده تا مرزهای کمدی سیاه و درام را جابهجا کنند. | این حرکت نشاندهنده تغییر ذائقه در سینمای مستقل است که به دنبال ترکیب فضای سورئال با ساختارهای روایتگر مینیمالیستی است.
چرا این تحلیل تخصصی در رسانه NextIT اهمیت دارد؟◀
کوری بارکر کارگردان Obsession با ارائه پیشنهادی جسورانه به ناتان فیلدر، به دنبال همکاری در پروژهای جدید است که مرزهای سینمای کمدی سیاه را جابهجا کند.
چه کلیدواژهها و موضوعاتی در این مقاله بررسی شدهاند؟◀
این خبر در حوزه سینما و سریال قرار دارد و کلیدواژههای مرتبط شامل کوری بارکر، ناتان فیلدر، سینمای مستقل، فیلمسازی، Obsession میباشد.
دیدگاه کاربران (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش!


