اعتراف دیرهنگام دیسی؛ چرا رابطه عاشقانه بتمن و بتگرل یک خطای استراتژیک بود؟
دیسی پس از یک دهه اعتراف کرد که رابطه عاشقانه بتمن و بتگرل در انیمیشن The Killing Joke یک اشتباه بزرگ بوده است؛ تحلیل نوید حسینی از این خطای روایی.


- دیسی پس از یک دهه با انتشار یک پست طنزآمیز، رابطه عاشقانه «بتمن» و «بتگرل» در انیمیشن The Killing Joke را در لیست زوجهای «نفرینشده» قرار داد.
- این تصمیم جنجالی در سال ۲۰۱۶ که با خشم هواداران مواجه شد، ریشه در سلیقه شخصی «بروس تیم» (Bruce Timm) در دنیای انیمیشنی دیسی (DCAU) داشت.
- تغییر در آرک روایی باربارا گوردون و تزریق یک رابطه غیراصولی، نه تنها به ماهیت همکاری آنها آسیب زد، بلکه به عنوان یک ناهنجاری در تاریخ اقتباسهای بتمن ثبت شد.
عبور از خط قرمزِ شخصیتپردازی در گاتهام
برای کسانی که دهههاست آرک روایی کاراکترهای دیسی (DC) را دنبال میکنند، تماشای رابطه عاشقانه میان «بروس وین» (Bruce Wayne) و «باربارا گوردون» (Barbara Gordon) در انیمیشن «بتمن: جوک کشنده» (Batman: The Killing Joke) محصول سال ۲۰۱۶، چیزی شبیه به یک سکته روایی بود. در مدیوم تلویزیون و سینما، ما همیشه به دنبال منطقِ درونمتنی هستیم؛ منطقی که وقتی توسط اتاق نویسندگان و شو رانرها نادیده گرفته میشود، پیوند میان مخاطب و اثر گسسته میشود. اینکه دیسی پس از ۱۰ سال بالاخره در یک حرکت نمادین در شبکههای اجتماعی، این زوج را در دسته «زوجهای نفرینشده» قرار داده، اعترافی دیرهنگام اما ضروری به یک خطای استراتژیک در اقتباس از منبع اصلی «آلن مور» (Alan Moore) است.
مشکل اصلی تنها در خودِ رابطه نبود؛ مشکل در ریتم داستانگویی و درک شو رانرها از ماهیت «بتگرل» بود. باربارا گوردون در طول دههها نه به عنوان معشوقه، بلکه به عنوان یکی از قابلاعتمادترین متحدان بتمن و در قامت «اوراکل» (Oracle)، به مغز متفکر گاتهام تبدیل شد. تحمیل یک رابطه جنسی در پیشدرآمد این انیمیشن، نه تنها کمکی به توسعه جهان داستانی نکرد، بلکه به شکلی ناشیانه، وزنِ دراماتیکِ فاجعهای که قرار بود در انتهای داستان برای باربارا رخ دهد را تحتالشعاع قرار داد.
میراث مسموم بروس تیم و رویاپردازیهای اشتباه
ریشه این ناهنجاری را نباید صرفاً در سال ۲۰۱۶ جستجو کرد. این ایده، فرزندِ نامشروعِ سلیقه «بروس تیم» (Bruce Timm)، معمار اصلی دنیای انیمیشنی دیسی (DCAU) است. در دوران «ماجراجوییهای جدید بتمن» (The New Batman Adventures) و بعدها در «بتمن فراتر» (Batman Beyond)، ردپای این تمایلات داستانی دیده میشد. تیم همواره سعی داشت لایههای خاکستری و غیرمتعارف به زندگی بروس وین اضافه کند، اما در این مورد خاص، قلمِ نویسندگان به سمت یک مسیر انحرافی رفت که به جای عمق بخشیدن به شخصیت، آن را به یک کلیشه سطحی از یک «رابطه ممنوعه» تقلیل داد.
در «بتمن فراتر»، ما شاهد بودیم که چگونه این نگاهِ دور از ذهن، به قیمتِ فروپاشیِ وفاداریهای دیرینه تمام شد. وقتی یک شو رانر یا تهیهکننده قدرتِ تغییرِ آرک روایی یک اسطوره را در دست میگیرد، باید بداند که «توسعه جهان داستانی» با «تخریب هویت کاراکتر» تفاوت بنیادین دارد. این که بعد از گذشت یک دهه، خودِ کمپانی دیسی به این نتیجه رسیده که این زوج در کنار شخصیتهایی که از اساس «اشتباه» طراحی شدهاند قرار میگیرند، نشاندهنده تغییر نگاهِ کلانِ استودیو به میراثِ دهههای گذشته است.
کلیفهنگرِ بیمعنا؛ وقتی داستانگویی قربانی شوک میشود
یکی از تکنیکهای پرکاربرد در مدیوم تلویزیون، کلیفهنگر انتهای اپیزود یا فصل است. اما در مورد «جوک کشنده»، نویسندگان از یک کلیفهنگرِ ساختگی و کاذب برای توجیه رابطه استفاده کردند. صحنهای که در آن باربارا و بروس پس از یک درگیری فیزیکی و کلامی، ناگهان وارد رابطه جنسی میشوند، نه تنها فاقدِ منطقِ روانشناختی است، بلکه توهینی به بلوغِ کاراکترِ باربارا محسوب میشود. این سکانس در واقع یک حفره در فیلمنامه بود که سعی داشت با ایجاد شوکِ کاذب، مخاطب را درگیر کند، اما در نهایت تنها باعثِ خستگیِ مخاطب و ریزشِ شدیدِ نقدها شد.
در دنیای استریمینگ امروز، جایی که بینجواچینگ (Binge-watching) به یک عادت تبدیل شده، مخاطبان به شدت نسبت به تغییراتِ بیدلیل در خطوط داستانی حساس هستند. وقتی شما یک اثر کلاسیکِ گرافیک ناول را اقتباس میکنید، وفاداری به هسته مرکزیِ رابطه میانِ کاراکترها، اولین قدم برای موفقیت است. «جوک کشنده» با این تصمیمِ خود، پتانسیلِ تبدیل شدن به یک اثرِ ماندگار را فدایِ یک انتخابِ عجیب و غریب کرد که حتی خودِ سازندگانش هم امروز از آن به عنوان یک لکه در کارنامه یاد میکنند.
پایان یک توهم در کنداکتورِ آینده دیسی
اینکه دیسی امروز با انتشارِ تصاویرِ «زوجهای نفرینشده»، به صراحت از این اشتباه یاد میکند، میتواند نویدبخشِ دورانی جدید در مدیریتِ داراییهای فکری (IP) این کمپانی باشد. در عصری که پلتفرمهایی مثل HBO یا اپل تیوی پلاس (Apple TV+) با وسواسِ بسیار بر روی آرکِ رواییِ کاراکترها کار میکنند، دیسی دیگر نمیتواند به سلیقههای شخصیِ تهیهکنندگانِ قدیمی میدان دهد تا تاریخِ کمیکبوکها را بازنویسی کنند.
درسِ بزرگی که از این یک دهه گذشت میتوان گرفت این است: برای جذابتر کردنِ داستان، نیازی به شکستنِ تابوهایِ بیدلیل نیست. بتمن به اندازه کافی در گاتهام با تنهایی و تاریکی دستوپنج نرم میکند؛ نیازی نیست که باربارا گوردون را به لیستِ شرکایِ عاطفیِ او اضافه کنیم تا به داستان عمق بدهیم. امیدواریم این اعترافِ غیررسمی، آغازی بر پایانِ رویکردهایِ غیرِ اصولی در اقتباسهای آینده باشد و شاهدِ بازگشتِ تمرکز به جوهرهیِ اصلیِ داستانگویی در دنیایِ ابرقهرمانها باشیم.

تحلیلگر سریالهای درام و فانتزی پلتفرمهای HBO، نتفلیکس و اپل تیوی پلاس، رصدگر خطوط داستانی و شو رانرهای سرشناس تلویزیون جهانی.
مطالب مرتبط پیشنهادی
بیشتر در سینما و سریال ←پرسشهای متداول پیرامون این مطلب (FAQ)
مهمترین نکات و خلاصه گزارش «اعتراف دیرهنگام دیسی؛ چرا رابطه عاشقانه بتمن و بتگرل یک خطای استراتژیک بود؟» چیست؟◀
دیسی پس از یک دهه با انتشار یک پست طنزآمیز، رابطه عاشقانه «بتمن» و «بتگرل» در انیمیشن The Killing Joke را در لیست زوجهای «نفرینشده» قرار داد. | این تصمیم جنجالی در سال ۲۰۱۶ که با خشم هواداران مواجه شد، ریشه در سلیقه شخصی «بروس تیم» (Bruce Timm) در دنیای انیمیشنی دیسی (DCAU) داشت. | تغییر در آرک روایی باربارا گوردون و تزریق یک رابطه غیراصولی، نه تنها به ماهیت همکاری آنها آسیب زد، بلکه به عنوان یک ناهنجاری در تاریخ اقتباسهای بتمن ثبت شد.
چرا این تحلیل تخصصی در رسانه NextIT اهمیت دارد؟◀
دیسی پس از یک دهه اعتراف کرد که رابطه عاشقانه بتمن و بتگرل در انیمیشن The Killing Joke یک اشتباه بزرگ بوده است؛ تحلیل نوید حسینی از این خطای روایی.
چه کلیدواژهها و موضوعاتی در این مقاله بررسی شدهاند؟◀
این خبر در حوزه سینما و سریال قرار دارد و کلیدواژههای مرتبط شامل دیسی، بتمن، بتگرل، جوک کشنده، کمیک بوک میباشد.
دیدگاه کاربران (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش!


