هارلی کویین؛ فرار از سایه دلقک به سوی رستگاری در آغوشِ سبزِ پویزن آیوی
نسترن رادمنش در تحلیلی عمیق، گذار هارلی کویین از سایه جوکر به سوی عشقی اصیل با پویزن آیوی را در شماره ۶۷ کمیک بوکهای دیسی کالبدشکافی میکند.


- هارلی کویین در شماره ۶۷ کمیک بوک اختصاصیاش، با عبور از هویتِ دستنشانده جوکر، به سوی یک رابطه اصیل و انسانی با پویزن آیوی گام برداشته است.
- استعاره بصری پیری در کنار یکدیگر در یک ویلچر، به جای اکشنهای کلیشهای، نمادی از بلوغ عاطفی این دو شخصیت در جهان دیسی است.
- با پایان یافتن دوران الیوت کالان (Elliott Kalan) در شماره ۷۰، آینده این زوج در میان ابهام و چالشهای جسمانی پویزن آیوی در آرکام تاورز (Arkham Towers) معلق مانده است.
فراتر از یک همدست؛ تولدی دوباره در غبار خاطرات
شخصیت هارلی کویین (Harley Quinn) همواره در تاریخ دیسی (DC Comics) به مثابه یک «پدیده وابسته» تعریف شده است. دکتر هارلین کویینزل (Dr. Harleen Quinzel) که در ابتدا توسط پل دینی (Paul Dini) و بروس تیم (Bruce Timm) به عنوان ابزاری برای برجسته کردن جنون جوکر (Joker) خلق شده بود، دههها در حصار یک رابطه سمی و توهینآمیز گرفتار بود. اما شماره ۶۷ این مجموعه، مرزهای این «امضای مؤلف» را جابهجا میکند. در اینجا دیگر خبری از آن همدستِ مطیع نیست؛ بلکه با زنی روبهرو هستیم که در لحظاتِ میان مرگ و زندگی، به دنبال معنایی فراتر از خشونت میگردد.
استفاده از مکانیسم «خاطرات مشترک» در این شماره، نه یک ترفند روایی ساده، بلکه یک انتخاب فرمی هوشمندانه برای واکاوی زیرمتن روانشناختی رابطه میان هارلی و پاملا آیزلی (Pamela Isley) است. این سکانسها با ظرافتی نقاشانه، پیوند عاطفی آنها را از یک «عشق فانتزی» به یک «رابطه زیستشده» ارتقا میدهند. گویی نویسنده قصد دارد به ما یادآوری کند که هارلی برای رسیدن به خودِ واقعیاش، باید از خاکسترِ رابطهای که با دلقک داشت، عبور میکرد تا بتواند در بسترِ سبزِ آیوی، ریشههای خود را بازیابد.
استعاره ویلچر؛ تقابل میان جاودانگی کمیک و واقعیتِ فناپذیری
یکی از تکاندهندهترین لحظات در شماره ۶۷، قاببندی بصری آیندهای است که در آن هارلی و آیوی با هم پیر شدهاند و هارلی، آیوی را در یک ویلچر در گلخانهاش میچرخاند. این میزانسن مینیمالیستی و در عین حال عمیق، سیلی محکمی به صورتِ کلیشههای ابرقهرمانی است. در دنیایی که کاراکترها در چرخهای بیپایان از خشونت و جوانیِ ابدی محبوساند، نمایش «پیری» به عنوان یک غایتِ مطلوب، یک کنشِ رادیکال و ساختارشکنانه محسوب میشود.
این قاببندی، طنین احساسی پایانبندی را به اوج میرساند. پیری در اینجا نه نشانهای از ضعف، بلکه نمادی از «پایانِ یک جستجو» است. برای شخصیتی که همواره در حال فرار از گذشته و یا در پیِ جلب توجهِ معشوقی سادیستیک بوده، سکونِ ناشی از پیری در کنارِ کسی که او را «میبیند»، به معنای واقعی کلمه، یک رستگاریِ فرمیک است. این همان «مولفینگی» است که مخاطبِ جدی سینما و ادبیاتِ تصویری، تشنه آن است؛ گذار از کنشهای بیرونی به درونیترین لایههای هستی.
آرکام تاورز؛ جایی که افسانهها انسانی میشوند
در سوی دیگر این میدان، پویزن آیوی در موقعیتِ منحصربهفرد و البته تراژیکی قرار گرفته است. از دست دادن قدرتهای ایزدی در رویداد «Batman: Bad Seeds» و بازگشت به یک کالبد فانی در آرکام تاورز، او را به همان جایگاهی بازگردانده که هارلی سالها پیش از آن گریخته بود: جایگاه یک بیمار در یک نهادِ کنترلگر. این تقارنِ ناخواسته، زیرمتنهای جامعهشناختی عمیقی دارد؛ آیا عشقِ آنها میتواند در دیوارههای سرد و بوروکراتیکِ یک بیمارستانِ روانی دوام بیاورد؟
این تغییر وضعیت، پتانسیلِ دراماتیکِ شمارههای ۶۹ و ۷۰ را به شدت افزایش داده است. الیوت کالان در روایتِ خود، از نمایشِ صرفِ ابرقدرتها فاصله گرفته و به جای آن، بر «فناپذیریِ بدن» تأکید میکند. وقتی آیوی قدرتهایش را از دست میدهد، پیوندِ آنها دیگر نه بر پایه جادو، بلکه بر پایه «نیازِ انسانی» شکل میگیرد. این دقیقاً همان جایی است که روایتهای کمیکبوکی از سطحِ سرگرمیهای بصری فراتر رفته و به ساحتِ یک درامِ روانشناختیِ مستقل نزدیک میشوند.
پایانِ یک دوران؛ ابهام در انتهای مسیر
با نزدیک شدن به شماره ۷۰ و پایانِ دورانِ نگارشِ کالان، نوعی اضطرابِ وجودی در بطنِ داستان دیده میشود. دیالوگهای هارلی در مواجهه با این «فیاسکو»ی بیمارستانی، ترکیبی از طنزِ سیاه و استیصال است. او دیگر آن دلقکِ خندان نیست؛ او زنی است که برای حفظِ اصالتِ عشقِ خود، حاضر است با تمامِ سیستمهای تنبیهیِ گاتهام (Gotham) بجنگد. سکوتهای میان دیالوگها در این شماره، بیش از هر انفجار یا صحنه اکشنی، گویایِ عمقِ فاجعهای است که در انتظارِ این زوج قرار دارد.
ما به عنوان مخاطب، نمیدانیم که آیا این «اتحادِ دوباره» در شماره ۶۹، سرآغازِ یک آرامش است یا مقدمهای برای یک تراژدیِ کلاسیک. اما فارغ از نتیجه، آنچه در این شماره به ثبت رسیده، یک پیروزیِ فرمی برای هارلی کویین است. او دیگر متعلق به جوکر نیست. او در قابهای نقاشانه و خاطراتِ محو، در حالِ ساختنِ جهانی است که در آن، «بودن» در کنارِ دیگری، حتی در اوجِ پیری و ناتوانی، مهمترین نبردِ زندگیاش محسوب میشود. دیسی بالاخره به هارلی اجازه داده تا نه به عنوان یک ابژه، بلکه به عنوان یک سوژه، پایانِ خود را روایت کند.

منتقد و کارشناس سینمای هنری و مؤلف، فارغالتحصیل مطالعات سینمایی، پوششدهنده رویدادهای کن، ونیز و درامهای روانشناختی مستقل.
مطالب مرتبط پیشنهادی
بیشتر در سینما و سریال ←پرسشهای متداول پیرامون این مطلب (FAQ)
مهمترین نکات و خلاصه گزارش «هارلی کویین؛ فرار از سایه دلقک به سوی رستگاری در آغوشِ سبزِ پویزن آیوی» چیست؟◀
هارلی کویین در شماره ۶۷ کمیک بوک اختصاصیاش، با عبور از هویتِ دستنشانده جوکر، به سوی یک رابطه اصیل و انسانی با پویزن آیوی گام برداشته است. | استعاره بصری پیری در کنار یکدیگر در یک ویلچر، به جای اکشنهای کلیشهای، نمادی از بلوغ عاطفی این دو شخصیت در جهان دیسی است. | با پایان یافتن دوران الیوت کالان (Elliott Kalan) در شماره ۷۰، آینده این زوج در میان ابهام و چالشهای جسمانی پویزن آیوی در آرکام تاورز (Arkham Towers) معلق مانده است.
چرا این تحلیل تخصصی در رسانه NextIT اهمیت دارد؟◀
نسترن رادمنش در تحلیلی عمیق، گذار هارلی کویین از سایه جوکر به سوی عشقی اصیل با پویزن آیوی را در شماره ۶۷ کمیک بوکهای دیسی کالبدشکافی میکند.
چه کلیدواژهها و موضوعاتی در این مقاله بررسی شدهاند؟◀
این خبر در حوزه سینما و سریال قرار دارد و کلیدواژههای مرتبط شامل هارلی کویین، پویزن آیوی، دیسی کامیکس، تحلیل کمیک، سینمای مؤلف میباشد.
دیدگاه کاربران (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش!


