جان گودمن؛ هراس از تیغِ نقدهایِ پیشدستانه در تالارِ آینههایِ هالیوود
جان گودمن در واکنشی صریح، از تخریبِ پیشدستانه فیلم «دیگر» توسط منتقدان سخن گفت. تحلیلی بر شکافِ میانِ نگاهِ شهودی هنرمند و نقدِ بیرحمِ مدرن.


- جان گودمن در واکنشی صریح، از قتلِ زودهنگامِ فیلم «دیگر» (Digger) توسط منتقدان پیش از اکران عمومی پرده برداشت.
- این تقابل میان مؤلف و منتقد، شکاف عمیقِ میانِ درکِ شهودیِ بازیگر و قضاوتِ ساختارگرایانهٔ اهالی رسانه را عیان میکند.
- زخمِ روانیِ ناشی از قضاوتهای پیشدستانه، بحثِ امنیتِ روانیِ هنرمندان در برابرِ ماشینِ نقدِ بیرحمِ مدرن را داغ کرده است.
ترورِ رویا در اتاقِ تاریکِ پیشداوری
جان گودمن (John Goodman)، آن شمایلِ استوار و در عین حال آسیبپذیرِ سینمای آمریکا، اخیراً از تجربهای سخن گفته که فراتر از یک شکستِ تجاری، زخمی عمیق بر پیکرهٔ هنری او به جای گذاشته است. او با اشاره به فیلمِ «دیگر» (Digger)، از واژهای سنگین استفاده میکند: «قتل». گودمن معتقد است که جریانِ نقدِ سینمایی، پیش از آنکه حتی نخستین نورِ پروژکتور بر پرده بتابد، حکمِ اعدامِ این اثر را صادر کرده بود. این پدیده، نه فقط یک گلایه از سوی یک بازیگرِ کهنهکار، بلکه هشداری جدی دربارهٔ فقدانِ «فضایِ تنفس» برای آثارِ مستقل در اکوسیستمِ سینماییِ امروز است.
در سینمایِ مؤلف، هر اثر بازتابی از یک جهانبینیِ منحصربهفرد است. وقتی منتقدان با تکیه بر فرمولهایِ از پیش تعیینشده و پیشداوریهایِ متأثر از فضایِ مجازی، پیش از نمایشِ عمومی، تبرِ نقد را بر ریشهٔ یک فیلم میکوبند، در واقع در حالِ حذفِ بخشی از گفتمانِ بصریِ زمانه هستند. گودمن با صراحتی که از تجربهیِ دههها حضورِ درخشان در آثارِ برادران کوئن (Coen Brothers) نشأت میگیرد، از دردی میگوید که ریشه در نادیده گرفته شدنِ تلاشِ جمعیِ یک گروهِ هنری دارد؛ دردی که در فضایِ سردِ رسانههایِ کلیکمحور، شنیده نمیشود.
سکوتهایِ شکستهشده و استعارههایِ نادیده
در تحلیلِ میزانسنِ مینیمالیستیِ چنین آثاری، آنچه اهمیت دارد، نه پیرنگهایِ پرزرقوبرق، بلکه سکوتهایِ سنگین میانِ دیالوگها و لایههایِ زیرمتنِ روانشناختی است. گودمن همواره بازیگری بوده که زبانِ بدنِ او، داستانی فراتر از کلماتِ فیلمنامه روایت میکند. وقتی منتقدانِ عجول، بدونِ درکِ این ظرافتهایِ بصری، تنها به دنبالِ نقاطِ ضعفِ ساختاری میگردند، در واقع «امضایِ مؤلف» را نادیده میگیرند. این نگاهِ تقلیلگرایانه به هنر، باعث میشود فیلمهایی که حرفی برایِ گفتن در لایههایِ زیرین دارند، پیش از درک شدن، سلاخی شوند.
قربانی شدنِ «دیگر» در این میدانِ مینِ رسانهای، نشان میدهد که چگونه قاببندیهایِ نقاشانه و تلاش برایِ خلقِ فضایی اتمسفریک، در برابرِ هجمهٔ نقدِ زرد، بیدفاع ماندهاند. گودمن به خوبی درک کرده است که در دنیایِ کنونی، نقدِ سینمایی گاهی نه برایِ کشفِ زیبایی، بلکه برایِ نمایشِ قدرتِ قلمِ نویسنده به کار میرود. این رویکرد، سینما را از یک تجربهٔ زیسته به یک کالا تبدیل میکند که اگر در لحظهٔ نخستِ ویترین، درخششِ کافی نداشته باشد، باید حذف شود.
شکافِ عمیقِ میانِ بازیگر و تماشاگرِ منتقد
تنشِ میانِ گودمن و جامعهٔ منتقدان، بازتابی از شکافی است که میانِ نگاهِ شهودیِ هنرمند و نگاهِ تحلیلیِ رسانه وجود دارد. بازیگر در فرآیندِ خلق، تمامِ هستیِ خود را در خدمتِ کاراکتر قرار میدهد؛ او دردهایِ شخصیت را میچشد و با هر نورپردازیِ طبیعی، بخشی از روحش را به پرده میبخشد. اما منتقد، از جایگاهی امن، به کالبدشکافیِ این تلاش میپردازد. وقتی این نقد، پیشدستانه و تخریبگر باشد، پیوندِ عاطفی میانِ اثر و مخاطب پیش از شکلگیری، گسسته میشود.
اینکه گودمن میگوید «این موضوع دردناک بود»، اعترافی است به آسیبپذیریِ انسانی در برابرِ ماشینِ نقد. سینما در نهایت، هنرِ همدلی است. اگر نقدِ سینمایی، توانِ خود را برایِ دیدنِ ظرافتها و درکِ زیرمتنهایِ روانشناختی از دست بدهد، به ابزاری برایِ سرکوبِ خلاقیت تبدیل میشود. گودمن با این افشاگری، آیینه را در برابرِ ما قرار میدهد تا بپرسیم: آیا ما به عنوانِ تماشاگر و منتقد، هنوز هم قدرتِ دیدنِ زیباییهایِ پنهان را داریم یا تنها به دنبالِ تأییدِ پیشداوریهایِ خود هستیم؟
طنینِ احساسیِ یک اعتراضِ صادقانه
اعتراضِ جان گودمن، فراتر از یک فیلمِ خاص است؛ این فریادی است علیه فضایِ مسمومی که در آن، پیش از آنکه فیلمی در کن (Cannes) یا ونیز (Venice) به داوریِ اصولی برسد، در تالارهایِ گفتگویِ مجازی دفن میشود. او از ما میخواهد که برایِ هنر، برایِ فرم و برایِ تلاشِ صادقانهٔ یک تیمِ تولید، احترامی دوباره قائل شویم. طنینِ احساسیِ پایانبندیِ این ماجرا، نه در فیلمِ «دیگر»، بلکه در همین بازخوردِ تلخِ بازیگر نهفته است.
سینمایِ مؤلف، نیازمندِ بستری است که در آن، شکست یا پیروزی، بر اساسِ کیفیتِ هنری و نه هیاهویِ رسانهای سنجیده شود. گودمن با به اشتراک گذاشتنِ این زخم، به ما یادآوری میکند که پشتِ هر نامِ بزرگی، یک انسان قرار دارد که از قضاوتهایِ ناعادلانه رنج میبرد. امیدوارم این سخنان، آغازگرِ موجی باشد که در آن، منتقدانِ سینما، پیش از قلم زدن، اندکی سکوت کنند و به صدایِ جاری در قابهایِ سینمایی گوش فرا دهند؛ چرا که شاید در همین سکوتهایِ میانی، حقیقتی نهفته باشد که در هیاهویِ نقدِ پیشدستانه، گم شده است.
موجودیتهای متصل در گراف دانش NextIT

منتقد و کارشناس سینمای هنری و مؤلف، فارغالتحصیل مطالعات سینمایی، پوششدهنده رویدادهای کن، ونیز و درامهای روانشناختی مستقل.
مطالب مرتبط پیشنهادی
بیشتر در سینما و سریال ←
سینما و سریالسقوط ناگهانی معمارِ لبخند؛ در سوگ متیو رایت، ستونِ پشتصحنه الن دیجنرس
سینما و سریالزلزله در استریمینگ تخصصی؛ پلتفرم Driven با خط تولید سریالهای خودرویی وارد میدان شد
سینما و سریالحمله کیتی سگال به پورت وِن؛ ورود یک آنتاگونیست کلاسیک به Best Medicine
پرسشهای متداول پیرامون این مطلب (FAQ)
مهمترین نکات و خلاصه گزارش «جان گودمن؛ هراس از تیغِ نقدهایِ پیشدستانه در تالارِ آینههایِ هالیوود» چیست؟◀
جان گودمن در واکنشی صریح، از قتلِ زودهنگامِ فیلم «دیگر» (Digger) توسط منتقدان پیش از اکران عمومی پرده برداشت. | این تقابل میان مؤلف و منتقد، شکاف عمیقِ میانِ درکِ شهودیِ بازیگر و قضاوتِ ساختارگرایانهٔ اهالی رسانه را عیان میکند. | زخمِ روانیِ ناشی از قضاوتهای پیشدستانه، بحثِ امنیتِ روانیِ هنرمندان در برابرِ ماشینِ نقدِ بیرحمِ مدرن را داغ کرده است.
چرا این تحلیل تخصصی در رسانه NextIT اهمیت دارد؟◀
جان گودمن در واکنشی صریح، از تخریبِ پیشدستانه فیلم «دیگر» توسط منتقدان سخن گفت. تحلیلی بر شکافِ میانِ نگاهِ شهودی هنرمند و نقدِ بیرحمِ مدرن.
چه کلیدواژهها و موضوعاتی در این مقاله بررسی شدهاند؟◀
این خبر در حوزه سینما و سریال قرار دارد و کلیدواژههای مرتبط شامل جان گودمن، سینمای مستقل، نقد فیلم، جان گودمن، سینمای مؤلف میباشد.
دیدگاه کاربران (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش!
