هیاهوی پوچ در استیج بیل مار: وقتی کید راک به سیم آخر میزند
بهراد یزدانی، منتقد موسیقی و مهندس صدا، به تحلیل رفتار جنجالی کید راک در برنامه بیل مار و مقایسه توهینآمیز او با عبدال السید میپردازد.


- حمله بیپرده کید راک به عبدال السید در برنامه Real Time، بار دیگر مرز میان آزادی بیان و نفرتپراکنی سمی در رسانههای جریان اصلی را مخدوش کرد.
- این تقابل، بیش از آنکه یک دیالوگ سیاسی باشد، نمایشی از فروپاشی اخلاق در ساحتِ گفتگوهای تلویزیونی است که تنها به دنبال تولید جنجال برای جذب مخاطب است.
- فقدان عمق تحلیلی در این بحثها، فضای نقد فرهنگی را به سطحیترین لایههای پوپولیستی تنزل داده است.
صدای ناهنجارِ یک دیستوپیای رسانهای
وقتی به تماشای برنامهای مانند «ریل تایم با بیل مار» (Real Time with Bill Maher) مینشینیم، انتظار داریم با میزگردی روبرو شویم که فارغ از جهتگیریهای مرسوم، دستکم به اصول اولیه دیالوگ پایبند باشد. اما حضور کید راک (Kid Rock) و اظهارات اخیر او در مورد عبدال السید (Abdul El-Sayed)، بیش از آنکه یک بحث سیاسی باشد، به یک نویز صوتی کرکننده در فضای رسانهای تبدیل شد. درست مثل یک ضبط استودیویی که در آن کمپرسورها بیش از حد فشار وارد کردهاند و داینامیک رنج صدا را به صفر رساندهاند، این گفتگو هم فاقد هرگونه هارمونی یا فضای تنفس بود.
کید راک، که سالهاست با تکیه بر تیپسازیهای راکِ تجاری و عامهپسند، سعی در حفظ جایگاه خود در فرهنگِ لبهتیغِ آمریکا دارد، این بار با عبور از خط قرمزهای اخلاقی، عبدال السید را با ربایندگان واقعه ۱۱ سپتامبر مقایسه کرد. این نوع قیاس معالفارق، در دنیای موسیقی، مشابه این است که یک نوازنده مبتدی سعی کند با استفاده از افکتهای دیجیتالی ارزانقیمت، صدای سازهای زهی ارگانیک را بازسازی کند؛ خروجی کار، نه تنها گوشنواز نیست، بلکه از فرط مصنوعی بودن، شنونده را پس میزند.
استیجِ صوتیِ مسموم و فقدان تفکیکِ اندیشه
در مهندسی صدا، ما به دنبال «تفکیک سازها» هستیم تا هر فرکانس جایگاه درست خود را پیدا کند. اما در دنیای رسانهای امروز، برنامههایی مانند ریل تایم، عمداً با حذف این تفکیک، فضایی ایجاد میکنند که تنها «هیاهو» شنیده شود. وقتی کید راک چنین اتهامات سنگینی را بدون هیچ پایه منطقی مطرح میکند، در واقع در حال تولید «دیستورشن» (Distortion) در فضای گفتمان عمومی است. او به جای استفاده از استدلال، از تکنیکهای «لادنس وار» (Loudness War) در کلام استفاده میکند؛ یعنی بلندتر فریاد بزن تا صدای حقیقت شنیده نشود.
اینکه بیل مار به عنوان میزبان، اجازه میدهد این سطح از لفاظیهای سمی در استیج او جاری شود، نشاندهنده یک تغییر پارادایم در صنعت سرگرمی است. جایی که «محتوا» قربانی «جنجال» میشود. برای من به عنوان کسی که سالها در استودیو با صداهای خالص و شفاف سر و کار داشتهام، دیدن این سطح از آشفتگی صوتی و کلامی در تلویزیون، دقیقاً همان حس شنیدن یک ترک مسترینگ شده با کیفیت پایین را دارد؛ جایی که جزئیات زیرِ بارِ فشارهای بیموردِ تبلیغاتی، دفن شدهاند.
هنرِ دیالوگ در برابرِ پارازیتهای سیاسی
عبدال السید در این رویارویی، نماینده جریانی بود که سعی داشت با متانت و بافتِ کلامیِ منطقی، از خود دفاع کند. اما در مقابل، کید راک مانند یک گیتار الکتریکِ فالش، با ولوم بالا و بدون هیچ تکنیکِ اجرایی، سعی در تخریب فضا داشت. این تضاد، بازتابدهنده شکاف عمیق در فرهنگِ معاصر آمریکاست. راکِ اصیل، زمانی که از قلبِ اعتراض برمیخاست، حامل پیام بود، اما کید راک با این رفتار، ریشههای راک را به ابزاری برای تحقیرِ دیگری تبدیل کرده است که با هیچ متر و معیاری با «روحِ آنالوگ» این ژانر همخوانی ندارد.
جامعه امروز، تشنه صداهای شفاف و بیغلوغش است. ما به دنبالِ «میکس ارگانیک» در سیاست هستیم، نه پروداکشنهای مصنوعی که تنها هدفشان ایجاد تشنج است. مقایسه یک فرد با تروریستهای ۱۱ سپتامبر، نه تنها یک خطای تکنیکی در استدلال است، بلکه یک فاجعه اخلاقی است که تمامِ ساحتِ گفتگو را به لجن میکشد. اینگونه رفتارها، همانند نویزِ سفیدِ ناخواسته در یک ضبطِ استودیویی، تمامِ زحماتِ سالها تلاش برای ترویجِ دموکراسی و مدارا را در چند ثانیه خنثی میکند.
پایانِ عصرِ حقیقت و آغازِ دیکتاتوریِ جنجال
در نهایت، باید پرسید هدفِ نهایی این نمایش چیست؟ آیا جذب مخاطب به هر قیمتی، ارزشِ تخریبِ بنیانهای اخلاقی جامعه را دارد؟ کید راک با این کنش، تنها ثابت کرد که در دنیایِ «سلبریتیمحور»، تخصص و حقیقت، کمترین اولویت را دارند. او با این کار، به جای تولیدِ یک اثر ماندگار، تنها یک «تراکِ بیکیفیت» از خود به جا گذاشت که با گذشت زمان، نه تنها ارزشش را از دست میدهد، بلکه به عنوانِ لکهای سیاه در کارنامه رسانهای آن برنامه باقی خواهد ماند.
من به عنوان منتقد، همیشه به دنبالِ اصالت بودهام. اصالت در موسیقی، در صدا و در کلام. چیزی که در این برنامه دیدیم، تهی از هرگونه اصالت بود. دنیای ما به اندازه کافی با «نویزِ» سیاسی پر شده است؛ ما نیازمندِ سکوتِ تفکربرانگیز و هارمونیِ گفتگو هستیم، نه پارازیتهایِ سمیِ کسانی که برای دیده شدن، حاضرند هر مرزی را زیر پا بگذارند. این رویداد، بیش از آنکه درباره عبدال السید یا کید راک باشد، درباره مرگِ «شنیدن» در عصرِ «فریاد» است.

آهنگساز، نوازنده و ناظر ضبط استودیویی؛ بررسی تخصصی مهندسی میکس و مسترینگ، ژانرهای راک، هیپهاپ آلترناتیو و آکوستیک مدرن.
مطالب مرتبط پیشنهادی
بیشتر در موسیقی ←پرسشهای متداول پیرامون این مطلب (FAQ)
مهمترین نکات و خلاصه گزارش «هیاهوی پوچ در استیج بیل مار: وقتی کید راک به سیم آخر میزند» چیست؟◀
حمله بیپرده کید راک به عبدال السید در برنامه Real Time، بار دیگر مرز میان آزادی بیان و نفرتپراکنی سمی در رسانههای جریان اصلی را مخدوش کرد. | این تقابل، بیش از آنکه یک دیالوگ سیاسی باشد، نمایشی از فروپاشی اخلاق در ساحتِ گفتگوهای تلویزیونی است که تنها به دنبال تولید جنجال برای جذب مخاطب است. | فقدان عمق تحلیلی در این بحثها، فضای نقد فرهنگی را به سطحیترین لایههای پوپولیستی تنزل داده است.
چرا این تحلیل تخصصی در رسانه NextIT اهمیت دارد؟◀
بهراد یزدانی، منتقد موسیقی و مهندس صدا، به تحلیل رفتار جنجالی کید راک در برنامه بیل مار و مقایسه توهینآمیز او با عبدال السید میپردازد.
چه کلیدواژهها و موضوعاتی در این مقاله بررسی شدهاند؟◀
این خبر در حوزه موسیقی قرار دارد و کلیدواژههای مرتبط شامل کید راک، بیل مار، عبدال السید، سیاست آمریکا، فرهنگ عامه میباشد.
دیدگاه کاربران (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش!


