نیسون در تلهٔ استانداردهای پایین؛ وقتی «مانگوس» در جادههای کلیشه جا میماند
تحلیل آرش کیانی از فیلم اکشن جدید لیام نیسون؛ آیا مانگوس در میان تعقیبوگریزهای تکراری و ضعفِ بودجه، حرفی برای گفتن دارد؟


- لیام نیسون در فیلم The Mongoose بار دیگر در نقش یک قهرمانِ در حال فرار ظاهر شده که با وجود فرمولیک بودنِ اثر، کاریزمای شخصیاش آن را سرپا نگه میدارد.
- فیلمنامه با فلشبکهای افغانستان و تعقیبوگریزهای جادهای، تلاش میکند درامی عمیق از گناه و رهایی بسازد، اما در دامِ بودجه محدود و کارگردانیِ متوسط گرفتار میشود.
- در حالی که بازیگران بزرگی مثل ماریسا تومی و وینگ ریمز در حاشیه قرار دارند، شیمی نیسون با هوش مصنوعی ماشین (Helene) یکی از معدود نقاط درخشان و سرگرمکننده فیلم است.
وقتی جاده به بنبست میرسد: نیسون و فرمولِ تکرار
تماشای لیام نیسون (Liam Neeson) در قامت یک قهرمانِ اکشنِ پا به سن گذاشته که ناخواسته درگیر یک مخمصه بزرگ شده، دیگر به بخشی از پروتکلهای هالیوود تبدیل شده است. در جدیدترین اثر او با عنوان «مانگوس» (The Mongoose)، کارگردان مارک ونسلو (Mark Vanselow) سعی دارد همان حس و حالِ فیلمهای کلاسیکِ «مردی علیه سیستم» را بازسازی کند، اما نتیجه چیزی فراتر از یک اکشنِ میانرده نیست. حسوحالِ فیلم به شکلی است که انگار بخش بزرگی از بودجه تولید صرفاً به دستمزد نیسون اختصاص یافته و باقیِ عناصر، از جلوههای ویژه گرفته تا طراحی صحنه، با صرفهجوییِ مفرط ساخته شدهاند. صحنه تصادف هلیکوپتر، یادآورِ آن ترفندهای ارزانقیمتِ دهه ۷۰ میلادی است که در آن دوران هم توی ذوق میزد، چه برسد به سال ۲۰۲۶ که مخاطب با استانداردهای بصریِ بهمراتب بالاتری خو گرفته است.
شیمیِ بازیگران در سایهٔ ضعفِ دراماتیک
باید اعتراف کرد که «مانگوس» از حضورِ بازیگرانی بهره میبرد که در هر شرایطی، وزنِ هنریِ اثر را بالا میبرند. حضور وینگ ریمز (Ving Rhames)، ماریسا تومی (Marisa Tomei) و مایکل چیکلیس (Michael Chiklis) در لیست بازیگران، وعده یک درامِ پرکشش را میدهد، اما در عمل، این بازیگران در نقشهایی کلیشهای و تخت محبوس شدهاند. ماریسا تومی، با آن توانایی ذاتی در انتقالِ حسِ همدلی، در بیشترِ دقایقِ فیلم تنها از طریق تماسهای تلفنی با نیسون در ارتباط است که این امر، میزانسنِ سرد و دورافتادهای را به رابطه آنها تحمیل کرده است. وینگ ریمز هم با وجودِ پرسونای قدرتمندش، در ادای دیالوگها دچار لکنتِ روایی است و گویی خودش هم میداند که این پروژه، پتانسیلِ تبدیل شدن به یک اثرِ ماندگار در کارنامهاش را ندارد.
تعقیبوگریز در دنیایِ «سایری»های هوشمند
نقطه قوتِ پنهانِ فیلم، شوخیهای گاهوبیگاهِ رایان «فنگ» فلاناگان (Ryan “Fang” Flanagan) با سیستمِ هوش مصنوعیِ خودرویش، یعنی هلن (Helene) است. نیسون با آن نگاهِ نافذ و خونسردیِ ذاتیاش، چنان با این ماشینِ هوشمند دیالوگ میگوید که گویی در حالِ یک گپ و گفتِ دوستانه در کافهای خلوت است. این تعاملات، ریتمِ تدوینِ فیلم را که گاهی به شدت دچار افت انرژی میشود، نجات میدهد. فنگ، یک کهنهسربازِ نیروهای ویژه است که حالا با یک فورد موستانگ (Ford Mustang) پرسرعت، در حالِ فرار از اتهامی است که مرتکب نشده. تضاد میانِ خونسردیِ قهرمانِ داستان و هرجومرجِ تلویزیونی که از تعقیبوگریزِ او توسط رسانههایی مانند CNN پخش میشود، یکی از معدود لحظاتِ هوشمندانه فیلم است که به نقدِ فرهنگِ «نمایشِ عمومیِ خشونت» میپردازد.
رهاییِ عاطفی از دلِ خاکسترهای جنگ
با تمامِ نقدها به اکشنِ متوسط و پیرنگِ سادهانگارانه، «مانگوس» در پرده پایانی غافلگیرمان میکند. کارگردان با استفاده از فلشبکهای هوشمندانه به دورانِ خدمت در افغانستان، لایهای از گناه و پشیمانی را به شخصیتِ نیسون اضافه میکند. «مانگوس» در واقع نامِ ساحلی در مکزیک است که رویای بازنشستگیِ فنگ در آنجا گره خورده؛ یک ناکجاآبادِ ذهنی که برای فرار از بارِ سنگینِ رفقایِ از دست رفته در جنگ، به آن پناه میبرد. موسیقیمتنی که در لحظاتِ کلیدی روی صحنه سنگینی میکند و تدوینِ دقیقِ پلانهای انتهایی، ثابت میکند که اگر فیلمنامه کمی صیقلخوردهتر بود، میتوانستیم با اثری مواجه شویم که فراتر از یک سرگرمیِ «یکبار مصرف» روی پلتفرمهای استریم باشد. در نهایت، «مانگوس» فیلمی است که باید با انتظاراتِ محدود به تماشایش نشست؛ شاید در یک عصرِ جمعه، وقتی دلتان برای دیدنِ دوبارهٔ آن «نیسونِ همیشگی» تنگ شده است.
موجودیتهای متصل در گراف دانش NextIT

منتقد سینما، تحلیلگر آمار گیشه هالیوود و سینهفیل با ۱۰ سال سابقه پوشش فستیوالهای بینالمللی و جریان اصلی فیلمهای هالیوود.
مطالب مرتبط پیشنهادی
بیشتر در سینما و سریال ←پرسشهای متداول پیرامون این مطلب (FAQ)
مهمترین نکات و خلاصه گزارش «نیسون در تلهٔ استانداردهای پایین؛ وقتی «مانگوس» در جادههای کلیشه جا میماند» چیست؟◀
لیام نیسون در فیلم The Mongoose بار دیگر در نقش یک قهرمانِ در حال فرار ظاهر شده که با وجود فرمولیک بودنِ اثر، کاریزمای شخصیاش آن را سرپا نگه میدارد. | فیلمنامه با فلشبکهای افغانستان و تعقیبوگریزهای جادهای، تلاش میکند درامی عمیق از گناه و رهایی بسازد، اما در دامِ بودجه محدود و کارگردانیِ متوسط گرفتار میشود. | در حالی که بازیگران بزرگی مثل ماریسا تومی و وینگ ریمز در حاشیه قرار دارند، شیمی نیسون با هوش مصنوعی ماشین (Helene) یکی از معدود نقاط درخشان و سرگرمکننده فیلم است.
چرا این تحلیل تخصصی در رسانه NextIT اهمیت دارد؟◀
تحلیل آرش کیانی از فیلم اکشن جدید لیام نیسون؛ آیا مانگوس در میان تعقیبوگریزهای تکراری و ضعفِ بودجه، حرفی برای گفتن دارد؟
چه کلیدواژهها و موضوعاتی در این مقاله بررسی شدهاند؟◀
این خبر در حوزه سینما و سریال قرار دارد و کلیدواژههای مرتبط شامل لیام نیسون، باکسآفیس، نقد فیلم، اکشن، سینمای هالیوود میباشد.
دیدگاه کاربران (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش!





