پایان دوران اسکرینشاتهای بیکیفیت از نقدها؛ Pitchfork بالاخره کوتاه آمد
بهراد یزدانی از قابلیت جدید اشتراکگذاری نقدها در پیچفورک میگوید؛ آیا این ابزار میتواند نقد فنی موسیقی را از هیاهوی شبکههای اجتماعی نجات دهد؟


- اشتراکگذاری رسمی نقدهای کاربران در پیچفورک با کارتهای گرافیکی و تمیز جایگزین اسکرینشاتهای نامرتب شد.
- این قابلیت تنها برای مشترکین فعال است و با هدف افزایش تعامل و اعتباربخشی به دیدگاههای مخاطبان طراحی شده است.
- هرچند ابزاری برای تسهیل اشتراکگذاری است، اما همچنان کیفیت محتوای نقدها بر عهده شنونده و منتقد است، نه الگوریتمهای پلتفرم.
وقتی منتقد درونمان، رسانه میشود
همیشه برای من عجیب بود که چرا پلتفرمهای تخصصی موسیقی، تا این حد در برابر اشتراکگذاری «صدای مخاطب» مقاومت میکردند. پیچفورک (Pitchfork) که سالها به عنوان سنگر نقد آکادمیک و گاهی تند و تیز موسیقی شناخته میشد، حالا با معرفی قابلیت جدید اشتراکگذاری کارتهای نقد (Review Cards)، میخواهد به بازیِ شبکههای اجتماعی تن بدهد. دیگر لازم نیست برای نشان دادنِ چند خط نقدِ فنی که زیرِ یک آلبومِ تازه منتشر شده نوشتهاید، به اسکرینشاتهای پیکسلی و ناخوانا متوسل شوید. این حرکت، هرچند کوچک، نشاندهنده تغییر پارادایم در نحوه مصرفِ نقد موسیقی است؛ جایی که مخاطبِ آگاه، دیگر فقط مصرفکننده نیست، بلکه بخشی از دیالوگِ صوتی است.
من به عنوان کسی که سالها درگیرِ میکس و مسترینگ در استودیوهای حرفهای بودهام، همیشه به «نقدِ شنیداری» اهمیت دادهام. شنیدنِ یک آلبوم با هدفونهای رفرنس مثل Sennheiser HD 600، تجربهای است که وقتی میخواهید آن را با دیگران به اشتراک بگذارید، باید در قالبی درخور ارائه شود. کارتهای جدید پیچفورک، دستکم از نظر بصری، این شان را به نقدِ کاربر میدهند. اما سوال اینجاست: آیا این کارتهای خوشرنگ و لعاب، جایگزین عمقِ تحلیلهای تکنیکالِ ما در مورد داینامیک رِنج (Dynamic Range) و تفکیک هارمونیکها میشوند؟ قطعا خیر. اما حداقلِ این است که دیگر شاهدِ آشفتگیِ بصری در توییتر یا اینستاگرام نخواهیم بود.
فراتر از اعداد؛ چرا نقدها باید شنیده شوند
بسیاری از کاربران پیچفورک، نگاهِ وسواسگونهای به اعداد دارند. نمره دادن به یک آلبوم، عملی است که همیشه با ریسکِ نادیده گرفتنِ جزئیاتِ فنی همراه است. وقتی یک منتقد یا کاربر درباره یک رکوردِ جدید مینویسد، اگر فقط به نمره اکتفا کند، یعنی روحِ آنالوگِ اثر را درک نکرده است. با قابلیتِ جدید اشتراکگذاری، حالا این امکان فراهم شده تا «متنِ نقد» در کنارِ نمره، در قالبی شکیل دیده شود. این یعنی اگر شما در نقدی به «خفگیِ صدا» در میکسِ نهایی یا «کمپرسِ بیش از حد» (Loudness War) اشاره کردهاید، آن نقدِ تخصصی حالا میتواند به عنوان یک کارتِ وایرال، در فضای مجازی چرخ بزند.
این یعنی قدرتِ نقدِ فنی در حالِ بازپسگیری جایگاهِ خود است. وقتی مخاطبِ عادی ببیند که یک کاربرِ دیگر به جزئیاتِ سازبندیِ یک درامز یا نحوه لاینبندی گیتار الکتریک اشاره کرده، تشویق میشود که او هم با دقتِ بیشتری به موسیقی گوش دهد. این همان چیزی است که موسیقیِ آلترناتیو به آن نیاز دارد؛ گوشهایی که به جای شنیدنِ فرکانسهایِ مصنوعی و پلاستیکیِ پاپِ تجاری، به دنبالِ بافتهایِ ارگانیک و لایههایِ عمیقِ صوتی میگردند.
دیپلماسی اشتراکگذاری؛ ابزاری برای نخبگان یا تریبونی برای همه؟
نکتهای که باید به آن توجه کرد، محدودیتِ این قابلیت برای مشترکین (Subscribers) پیچفورک است. این یعنی یک فیلترِ ناخواسته؛ کسانی که واقعاً به اکوسیستمِ این رسانه متعهد هستند، حالا ابزاری برای «صدورِ» عقایدشان به خارج از مرزهای پیچفورک دارند. این اقدام، هوشمندانه است. در دورانی که پروداکشنهای مصنوعی تمامِ بازار را اشغال کردهاند، داشتنِ تریبونی که به شما اجازه میدهد نقدهایتان را با استانداردهایِ بصریِ بالا منتشر کنید، میتواند به جریانسازیِ سلیقه کمک کند.
من به عنوان یک مهندسِ صدا، همیشه از دیدنِ بحثهایِ بیمایه در شبکههایِ اجتماعی خسته شدهام. اما با این قابلیت، امیدوارم که کاربرانِ حرفهایتر، شروع به انتشارِ نقدهایی کنند که در آن از اصطلاحاتِ فنی مثل «Soundstage» یا «Harmonic Distortion» استفاده شده است. اگر بتوانیم فضایِ نقدِ موسیقی را از «خوب یا بد بودنِ آلبوم» به «چگونگیِ تولید و کیفیتِ ضبط» سوق دهیم، آنوقت است که میتوانیم بگوییم سطحِ سوادِ شنیداریِ جامعه موسیقیدوستِ آنلاین، رشد کرده است.
در جستجویِ روحِ آنالوگ در کدهایِ دیجیتال
در نهایت، این قابلیتِ جدید چیزی نیست جز یک پلِ دیجیتال برای انتقالِ تجربههایِ انسانی. پیچفورک با این کار، اعتراف میکند که نقدِ کاربران، ارزشی برابر یا حتی فراتر از نقدهایِ رسمی دارد. برای من، به عنوان کسی که در استودیوهایِ مجهز به کنسولهایِ آنالوگ با صدا دستوپنج نرم کرده، دیدنِ اینکه یک کاربر با شور و اشتیاق درباره «گرمیِ صدایِ پیانو در ترکِ سوم» مینویسد و حالا میتواند آن را در قالبی زیبا به اشتراک بگذارد، امیدوارکننده است.
تکنولوژی باید در خدمتِ موسیقی باشد، نه برعکس. این که حالا به جای اسکرینشاتهایِ زشت، شاهدِ اشتراکگذاریِ محتوا هستیم، یک پیروزیِ کوچک برایِ زیباییشناسی است. حالا نوبتِ ماست که با نوشتنِ نقدهایِ دقیق، فنی و پُرشور، این کارتهایِ اشتراکگذاری را با محتوایی ارزشمند پُر کنیم. موسیقی، یک تجربهِ فیزیکی است؛ اجازه ندهید صدایِ آن در هیاهویِ نویزهایِ دیجیتال گم شود. اگر نقدی مینویسید، بگذارید دربارهیِ «روحِ» سازها باشد، نه فقط دربارهیِ سلیقهیِ شخصیِ سطحی.

آهنگساز، نوازنده و ناظر ضبط استودیویی؛ بررسی تخصصی مهندسی میکس و مسترینگ، ژانرهای راک، هیپهاپ آلترناتیو و آکوستیک مدرن.
مطالب مرتبط پیشنهادی
بیشتر در موسیقی ←پرسشهای متداول پیرامون این مطلب (FAQ)
مهمترین نکات و خلاصه گزارش «پایان دوران اسکرینشاتهای بیکیفیت از نقدها؛ Pitchfork بالاخره کوتاه آمد» چیست؟◀
اشتراکگذاری رسمی نقدهای کاربران در پیچفورک با کارتهای گرافیکی و تمیز جایگزین اسکرینشاتهای نامرتب شد. | این قابلیت تنها برای مشترکین فعال است و با هدف افزایش تعامل و اعتباربخشی به دیدگاههای مخاطبان طراحی شده است. | هرچند ابزاری برای تسهیل اشتراکگذاری است، اما همچنان کیفیت محتوای نقدها بر عهده شنونده و منتقد است، نه الگوریتمهای پلتفرم.
چرا این تحلیل تخصصی در رسانه NextIT اهمیت دارد؟◀
بهراد یزدانی از قابلیت جدید اشتراکگذاری نقدها در پیچفورک میگوید؛ آیا این ابزار میتواند نقد فنی موسیقی را از هیاهوی شبکههای اجتماعی نجات دهد؟
چه کلیدواژهها و موضوعاتی در این مقاله بررسی شدهاند؟◀
این خبر در حوزه موسیقی قرار دارد و کلیدواژههای مرتبط شامل موسیقی، نقد_موسیقی، Pitchfork، مهندسی_صدا، آلترناتیو میباشد.
دیدگاه کاربران (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش!


