سلطه پلتفرمهای دیجیتال؛ وقتی الگوریتم جایگزین نبض هنر میشود
نسترن رادمنش رشد ۲۴ درصدی Roku و تأثیر سیطره تبلیغات دیجیتال بر اصالت سینمای مؤلف و تجربه بصری مخاطبان را تحلیل میکند.


- رشد ۲۴ درصدی درآمدهای Roku در سه ماهه سوم، نشاندهنده تغییر موازنه قدرت از سالنهای سینما به سمت پلتفرمهای خانگی است.
- افزایش بیسابقه هزینههای تبلیغاتی در حوزه سرگرمی، بازتعریفِ نحوه مواجهه مخاطب با آثار مستقل و جریان اصلی را به همراه دارد.
- اقتصاد دادهمحورِ Roku، استقلال هنری فیلمسازان را در چنبره الگوریتمهای توزیع و تبلیغات هدفمند گرفتار کرده است.
تسخیر تماشاگر در حصار پیکسلها
گزارشهای مالی اخیر Roku نشان میدهد که این غول دنیای استریمینگ در سه ماهه سوم سال ۲۰۲۶ با جهشی ۲۴ درصدی در فروش مواجه شده است. این اعداد، بیش از آنکه صرفاً ارقام خشک و بیروحِ حسابداری باشند، سندی بر تغییر ذائقه بصری مخاطب مدرن هستند. وقتی به این آمار خیره میشویم، صدای خرد شدن استخوانهای سینمای کلاسیک را میشنویم؛ سینمایی که در آن تماشاگر برای درک «زیرمتن روانشناختی» فیلم، باید در تاریکیِ مطلق سالن، تسلیمِ قاببندیهای نقاشانه کارگردان میشد. امروز، این تجربه به میانجی نمایشگرهای خانگی و سیستمهای هوشمند Roku، به یک کالا در سبد مصرفی تبدیل شده است.
این رشد درآمدهای تبلیغاتی، به معنای ورودِ سرمایههای کلان به حوزهای است که پیشتر در انحصار کمپانیهای بزرگ تولیدکننده بود. رسانههای سرگرمی (Media and Entertainment) بیش از هر زمان دیگری بر تبلیغات در پلتفرمهای دیجیتال متمرکز شدهاند. این یعنی سکوتهای سنگین میان دیالوگها در فیلمهای مؤلف، حالا باید با بنرهای تبلیغاتی و پیشنهادهای خودکارِ الگوریتمها رقابت کنند. مسئله اینجاست که آیا هنر میتواند در چنین فضای آکنده از آگهی، اصالتِ خود را حفظ کند؟
استعارههای بصری در محاصره تبلیغات هدفمند
بزرگترین رشد هزینههای تبلیغاتی در چهار سال اخیر، نشان میدهد که پلتفرمهای دیجیتال به اصلیترین میدان جنگ برای جذب چشمهای خیره تبدیل شدهاند. برای من که همواره به «امضای مؤلف و مولفینگی» در آثار سینمایی اهمیت میدهم، دیدن اینکه چگونه آثار بصری در میانِ آگهیهای رنگارنگِ پلتفرمهای دیجیتال تکهتکه میشوند، دردناک است. Roku با ارائه بستری برای این حجم از تبلیغات، در واقع در حال بازنویسی قرارداد نانوشته میان فیلمساز و مخاطب است.
در این مدل اقتصادی، میزانسن مینیمالیستی یک فیلم مستقل که برای تأملِ عمیق ساخته شده، ناگهان با یک اعلانِ تجاری قطع میشود. این اتفاق، پیوندِ حسیِ مخاطب با استعارههای بصری فیلم را از هم میگسلد. ما در حال حرکت به سمتی هستیم که در آن، فرمِ هنری، قربانیِ کارکردِ تبلیغاتی میشود. وقتی تبلیغات بر محتوا سایه میافکند، طنین احساسی پایانبندی یک اثر، هرگز نمیتواند در ذهن تماشاگر آنطور که باید، رسوب کند.
الگوریتم در قامتِ منتقدِ ناخواسته
وقتی Roku با تکیه بر دادههای کلان (Big Data) تصمیم میگیرد که چه فیلمی برای چه مخاطبی برجسته شود، عملاً در حال انجامِ یک نقد سینمایی ماشینی است. این پلتفرمها با تحلیلِ سلیقه مخاطب، به نوعی «سلیقهسازی» میکنند. در این ساختار، فیلمهای پیچیده و چالشبرانگیز که نیاز به تحلیل دارند، اغلب در لایههای زیرینِ رابط کاربری مدفون میشوند. این یعنی جریانِ اصلی (Mainstream) به شدت مستعدِ یکدستسازی و تقلیلگرایی است.
از دیدگاه مطالعات سینمایی، ما شاهدِ مرگِ تدریجیِ «کشف» در سینما هستیم. در گذشته، تماشاگر برای یافتن یک اثر مستقلِ خاص، باید در فستیوالهایی مثل کن (Cannes) یا ونیز (Venice) غوطه میخورد. امروز، Roku با ارائه پیشنهادهای هوشمند، دایره انتخاب را محدود کرده است. این نگاهِ الگوریتمیک، برخلافِ نگاهِ انسانیِ یک منتقد، فاقدِ درکِ شهودی از «زیرمتنهای جامعهشناختی» است و صرفاً بر اساسِ ترجیحاتِ پیشینِ کاربر، خوراکِ تصویری تولید میکند.
آینده سینما در گروِ انتخابهای دشوار
آیا رشدِ ۲۴ درصدی Roku زنگ خطری برای سینمای هنری است؟ بدون شک. وقتی سرمایهها به سمت پلتفرمهای استریمینگ سرازیر میشود، تولیدکنندگانِ محتوا نیز ناخودآگاه به سمت ساخت آثاری میروند که با قواعدِ تبلیغاتی این پلتفرمها همخوانی بیشتری داشته باشد. این یعنی حذفِ تدریجیِ ریسکهای هنری. فیلمسازی که به دنبال تجربهگرایی در قاببندیهای اکسپرسیونیستی است، در چنین فضایِ سودمحوری، کمتر مجالِ عرض اندام مییابد.
با این حال، نباید فراموش کرد که تکنولوژی همواره تیغی دو لبه بوده است. اگر Roku بتواند بستری برای دیده شدنِ آثار مستقل فراهم کند، شاید بتوان بخشی از این رشد را به نفعِ سینمای مؤلف مصادره کرد. اما تا زمانی که «سودِ تبلیغاتی» بر «ارزشِ هنری» اولویت دارد، ما همچنان شاهدِ تقلیلِ سینما به یک محصولِ مصرفی خواهیم بود. وظیفه ما به عنوانِ منتقدانِ سینمای مؤلف، ایستادگی در برابر این روندِ مکانیکی و یادآوری این حقیقت است که هنر، هرگز نباید در میانِ پیکسلهای تبلیغاتیِ پلتفرمها گم شود.

منتقد و کارشناس سینمای هنری و مؤلف، فارغالتحصیل مطالعات سینمایی، پوششدهنده رویدادهای کن، ونیز و درامهای روانشناختی مستقل.
مطالب مرتبط پیشنهادی
بیشتر در سینما و سریال ←پرسشهای متداول پیرامون این مطلب (FAQ)
مهمترین نکات و خلاصه گزارش «سلطه پلتفرمهای دیجیتال؛ وقتی الگوریتم جایگزین نبض هنر میشود» چیست؟◀
رشد ۲۴ درصدی درآمدهای Roku در سه ماهه سوم، نشاندهنده تغییر موازنه قدرت از سالنهای سینما به سمت پلتفرمهای خانگی است. | افزایش بیسابقه هزینههای تبلیغاتی در حوزه سرگرمی، بازتعریفِ نحوه مواجهه مخاطب با آثار مستقل و جریان اصلی را به همراه دارد. | اقتصاد دادهمحورِ Roku، استقلال هنری فیلمسازان را در چنبره الگوریتمهای توزیع و تبلیغات هدفمند گرفتار کرده است.
چرا این تحلیل تخصصی در رسانه NextIT اهمیت دارد؟◀
نسترن رادمنش رشد ۲۴ درصدی Roku و تأثیر سیطره تبلیغات دیجیتال بر اصالت سینمای مؤلف و تجربه بصری مخاطبان را تحلیل میکند.
چه کلیدواژهها و موضوعاتی در این مقاله بررسی شدهاند؟◀
این خبر در حوزه سینما و سریال قرار دارد و کلیدواژههای مرتبط شامل سینمای مؤلف، Roku، استریمینگ، اقتصاد سینما، نقد فیلم میباشد.
دیدگاه کاربران (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش!


