پایانِ تقویمِ تکرار؛ ساوتپارک چگونه از کهنالگوهای خود عبور میکند؟
نسترن رادمنش در تحلیلی موشکافانه به بررسی تغییر ساختار روایت در فصل ۲۹ ساوتپارک و عبور این سریال از فرمت اپیزودیک سنتی به سمت روایتهای پیوسته میپردازد.


- فصل ۲۹ ساوتپارک با کنار گذاشتن ساختار اپیزودیک کلاسیک، به سمت روایتهای پیوسته و بلندمدت حرکت کرده است.
- بازگشتِ مرگهای نمادینِ کنی مککورمیک، نه یک شوخی قدیمی، بلکه ابزاری برای تثبیتِ تغییراتِ ماندگار در جهانِ داستان است.
- استفاده از استعارههای سهمگین در قسمتهای اخیر، نشاندهنده جسارتِ تیم نویسندگی در نقدِ عریانِ مناسباتِ ثروت و قدرت است.
عبور از خطوطِ قرمز؛ وقتی هرجومرج به ساختار میرسد
در دنیای انیمیشنهای بزرگسالانه، کمتر اثری توانسته است به اندازه «ساوتپارک (South Park)» نبضِ ملتهبِ جامعه آمریکا را در دست بگیرد. با نگاهی به فصل ۲۹ این مجموعه، متوجه میشویم که دیگر با آن فرمتِ سنتی که در پایانِ هر قسمت، جهان داستان را به نقطه صفر بازمیگرداند، طرف نیستیم. این تغییرِ پارادایم، بیش از آنکه یک تصمیم تکنیکال باشد، یک انتخابِ فرمیِ جسورانه است. تری پارکر (Trey Parker) و مت استون (Matt Stone) با عبور از اپیزودیکنویسی کلاسیک، به سراغِ «روایتهای زنجیرهای» رفتهاند که در آن، تبعاتِ هر واقعه، در تمامِ طول فصل باقی میماند.
این امضایِ مؤلفِ جدید، یادآورِ همان دورانِ پرالتهابی است که سریال سعی داشت با روایتهای فصلی، آینهای تمامنما از سیاستِ آمریکا باشد. اما تفاوتِ ظریف در اینجاست؛ اینبار ساوتپارک نمیخواهد صرفاً گزارشگرِ وقایع باشد، بلکه میخواهد در فرمِ روایی خود، «ماندگاریِ فاجعه» را به تصویر بکشد. سکوتهای سنگین میان دیالوگهای کاراکترها در لحظاتی که مرگِ کنی (Kenny McCormick) به عنوان یک حقیقتِ غیرقابلانکار پذیرفته میشود، نشان از عمقِ این دگردیسیِ ساختاری دارد.
استعارههای بصری در خدمتِ هجوِ مدرن
اپیزود «Billionaire Weenietown» در فصل ۲۹، نه تنها یکی از جسورانهترین، که یکی از مشمئزکنندهترین و در عین حال هوشمندانهترین تجربههای بصری سریال است. استفاده از استعارههای بصری برای نمایشِ طبقه ابرثروتمند، آنچنان عریان و بیپرواست که مخاطب را در میانِ خنده و انزجار رها میکند. این میزانسنِ مینیمالیستی اما سرشار از معنا، یادآورِ سینمای اکسپرسیونیستی است که در آن، اشیاء و موجودات نه برای کارکردِ دراماتیکشان، بلکه برای بازنماییِ یک حقیقتِ زشتِ اجتماعی انتخاب میشوند.
تأثیرِ پذیرفتهشده از آثارِ کلاسیک مانند «معنای زندگی (The Meaning of Life)» اثرِ گروهِ مانتی پایتون (Monty Python) در این قسمتها، نشان میدهد که نویسندگانِ ساوتپارک به خوبی بر میراثِ کمدیِ سیاه واقفاند. آنها از کالبدِ این ارجاعاتِ سینمایی استفاده میکنند تا طنینِ احساسیِ پایانبندیهای خود را به حداکثر برسانند؛ جایی که دیگر نه خبری از رستگاریِ پایانِ قسمت است و نه خبری از بازگشت به وضعیتِ نرمال.
مرگِ کنی و پایانِ یک قراردادِ نانوشته
بازگشتِ مرگِ کنی در ابتدای فصل ۲۹، فراتر از یک ادای احترام به دورانِ طلاییِ سریال در ۵ فصل نخست است. در واقع، این یک بیانیه است. وقتی در قسمتهای اخیر، شخصیتها با فقدانِ دائمیِ او کنار میآیند و حتی در دیالوگهایشان به این فقدان ارجاع میدهند، ما با یک «زیرمتنِ روانشناختی» عمیق روبرو هستیم. این سریال دیگر نمیخواهد به مخاطبِ خود اطمینان دهد که همهچیز در نهایت درست میشود.
این رویکردِ جدید، به نوعی «مولفینگی» سریال را به رخ میکشد. در حالی که رقیبانِ قدیمیِ ساوتپارک مانند «سیمپسونها (The Simpsons)» همچنان درگیرِ بازگرداندنِ کهنالگوهای خود برای جلبِ رضایتِ نوستالژیکِ مخاطبان هستند، ساوتپارک جسارتِ آن را دارد که با نابودیِ این کهنالگوها، فضایِ جدیدی برای روایتِ ترسها و آرزوهایِ معاصر ایجاد کند. این یعنی پایانِ یک عصر؛ عصری که در آن «تکرار» به معنای «امنیت» بود.
چالشِ انطباق با واقعیت در جهانی که به سرعت میگذرد
یکی از بزرگترین چالشهای ساوتپارک در فرمتِ جدید، مدیریتِ زمان است. وقتی سریال تصمیم میگیرد وقایعِ واقعی مانند انتخاباتِ میاندورهای یا انتظار برای عرضه بازیِ «GTA VI» را با طنزِ خود گره بزند، در معرضِ یک ریسکِ بزرگ قرار میگیرد. اگر روایت به اندازه کافی چابک نباشد، واقعیت از آن پیشی میگیرد. با این حال، تاریخِ این سریال نشان داده که پارکر و استون استادِ «نوشتنِ راهِ خروج از بنبست» هستند.
ساوتپارکِ فصل ۲۹، سریالی است که از سایه خود بیرون آمده است. نه به معنایِ تغییرِ ماهیت، بلکه به معنایِ پذیرشِ این حقیقت که جهانِ پیرامونِ ما نیز دیگر آن جهانِ خطی و پیشبینیپذیرِ گذشته نیست. قاببندیهای این فصل، اگرچه همچنان ساده به نظر میرسند، اما در پسِ خود، اضطرابِ یک دورانِ گذار را حمل میکنند؛ دورانی که در آن، ثباتِ داستانی، بزرگترین قربانیِ حقیقتِ عریانِ جامعه است.

منتقد و کارشناس سینمای هنری و مؤلف، فارغالتحصیل مطالعات سینمایی، پوششدهنده رویدادهای کن، ونیز و درامهای روانشناختی مستقل.
مطالب مرتبط پیشنهادی
بیشتر در سینما و سریال ←
سینما و سریالسقوط آرمانشهر پیشتازان فضا؛ بازگشت تاریک نسل بعدی در جهان آینهای ۲۰۲۷
سینما و سریالچرخش بنخامین ویکونیا از کمدی پربیننده نتفلیکس به جدیدترین اثر ماتیاس بیزه
سینما و سریالششمین شلیک خنده جاستون مککینی؛ بازگشت کمدین کهنهکار با شوخیهای میانسالی
پرسشهای متداول پیرامون این مطلب (FAQ)
مهمترین نکات و خلاصه گزارش «پایانِ تقویمِ تکرار؛ ساوتپارک چگونه از کهنالگوهای خود عبور میکند؟» چیست؟◀
فصل ۲۹ ساوتپارک با کنار گذاشتن ساختار اپیزودیک کلاسیک، به سمت روایتهای پیوسته و بلندمدت حرکت کرده است. | بازگشتِ مرگهای نمادینِ کنی مککورمیک، نه یک شوخی قدیمی، بلکه ابزاری برای تثبیتِ تغییراتِ ماندگار در جهانِ داستان است. | استفاده از استعارههای سهمگین در قسمتهای اخیر، نشاندهنده جسارتِ تیم نویسندگی در نقدِ عریانِ مناسباتِ ثروت و قدرت است.
چرا این تحلیل تخصصی در رسانه NextIT اهمیت دارد؟◀
نسترن رادمنش در تحلیلی موشکافانه به بررسی تغییر ساختار روایت در فصل ۲۹ ساوتپارک و عبور این سریال از فرمت اپیزودیک سنتی به سمت روایتهای پیوسته میپردازد.
چه کلیدواژهها و موضوعاتی در این مقاله بررسی شدهاند؟◀
این خبر در حوزه سینما و سریال قرار دارد و کلیدواژههای مرتبط شامل ساوتپارک، نقد سینما، تری پارکر، انیمیشن، تحلیل سریال میباشد.
دیدگاه کاربران (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش!