حنجرهٔ عصیان در خدمت سیاست؛ اسپرینگستین و پیوندِ ترانه با میدانِ نبرد
نسترن رادمنش در تحلیلی عمیق، حمایتِ بروس اسپرینگستین از عبدل السید را فراتر از یک کنش انتخاباتی و به مثابه تقابل هنرِ متعهد با سیاستِ قانونگریز میبیند.


- بروس اسپرینگستین با عبور از مرزهای موسیقی، حمایت صریح خود را از عبدل السید در رقابتهای انتخاباتی اعلام کرد.
- این کنشگری، نقدِ تند اسپرینگستین به جریانهای سیاسیِ حاکم و تقابل با میراث ترامپ را به وضوح عیان میسازد.
- تقابلِ «صدای طبقه کارگر» با «سیاستمدارانِ قانونگریز»؛ این رویداد، پیوند عمیقِ هنرِ اعتراضی با کنشگری مدنی را بازتعریف میکند.
صدایِ خستهٔ طبقه کارگر در تالارِ آینههای سیاست
بروس اسپرینگستین (Bruce Springsteen)، شمایلِ بیبدیلِ موسیقی راک و راویِ بیلکنتِ دردهایِ نهفته در کوچههایِ آمریکا، بار دیگر از گیتار به عنوان سلاحی علیه وضع موجود بهره برده است. در دنیایی که هنر اغلب در حصارِ سرگرمیهایِ میانتهی محبوس میشود، حضورِ او در حمایت از عبدل السید (Abdul El-Sayed) برای کرسی سنا، فراتر از یک کنشِ انتخاباتیِ ساده است. این حرکت، تداومِ همان روحیهای است که در آلبومهایِ ماندگاری چون «Born in the U.S.A» شنیده بودیم؛ صدایی که همواره در پیِ یافتنِ حقیقت در میانِ ویرانههایِ رویایِ آمریکایی بوده است.
از منظرِ مطالعات سینمایی و هنری، این حمایت را باید در پیوندِ ناگسستنیِ اسپرینگستین با رئالیسم اجتماعی دید. او با انتخابِ السید، در واقع به دنبالِ بازگرداندنِ «عاملیت» به بدنهای است که سالها زیرِ فشارِ سیاستهایِ پوپولیستی و به زعم او «قانونگریزِ» دورانِ ترامپ خرد شده است. این یک میزانسنِ سیاسی است که در آن، هنرمند نه در جایگاهِ یک مبلغ، بلکه به عنوانِ وجدانِ بیدارِ جامعه، نورِ پروژکتور را بر روی گزینهای میتاباند که از نظرِ او، پتانسیلِ تغییرِ این درامِ تراژیک را دارد.
استعارههایِ بصریِ قدرت؛ فراتر از کلام
عباراتی که اسپرینگستین در وصفِ رهبریِ فعلیِ جریانِ مقابل به کار میبرد—«فاسد»، «قانونگریز» و «ضدِ آمریکایی»—تنها واژگانِ سیاسی نیستند؛ اینها توصیفِ یک فضایِ سینماییِ سیاه و تاریکاند. او در حالِ ترسیمِ قابی است که در آن، نهادهایِ دموکراتیک تحتِ فشارِ یک «آنتاگونیستِ» تمامعیار قرار دارند. در نگاهِ اسپرینگستین، السید نه یک سیاستمدارِ کلاسیک، بلکه «مبارزی» است که میتواند این قابِ کدر و غبارآلود را بشکند و فضایی برای تنفسِ دوباره ایجاد کند.
این نوعِ نگاه، شباهتِ عجیبی به قهرمانهایِ سینمایِ نئو-نوآر دارد؛ جایی که یک فردِ تنها در برابرِ سیستمی فاسد میایستد. اسپرینگستین، با درکِ درست از جایگاهِ اجتماعیاش، این «امضایِ مؤلف» را در کلامِ خود حفظ کرده است؛ او با صراحتی بیرحمانه، بیپرده از «رهبریِ ضدِ آمریکایی» سخن میگوید تا به مخاطباش یادآوری کند که در این صحنه، بیطرفی، خود به معنایِ همراهی با ظالم است.
سکوتِ مصلحتاندیشانه؛ چرا اسپرینگستین سکوت را شکست؟
برایِ منتقدِ سینمایِ مؤلف، سکوتهایِ میانِ دیالوگها همانقدر اهمیت دارند که فریادهایِ پرشور. اسپرینگستین سالها سعی کرد در جایگاهِ یک هنرمندِ مستقل باقی بماند، اما شدتِ بحرانهایِ اجتماعی او را به این نتیجه رساند که سکوت، دیگر یک انتخابِ اخلاقی نیست. این حمایتِ علنی، خروجِ او از منطقه امنِ «موسیقیدانِ محبوب» و ورود به میدانِ پرالتهابِ «کنشگرِ سیاسی» است.
او به خوبی میداند که کلماتش، وزنی به اندازهٔ یک سناریویِ قدرتمند در میانِ هوادارانش دارند. وقتی او از السید حمایت میکند، در واقع از «فرمی از زیستِ سیاسی» دفاع میکند که در آن، اخلاق بر مصلحت مقدم است. این دقیقاً همان تقابلی است که در درامهایِ روانشناختیِ عالی شاهدیم؛ تقابلِ میانِ وجدانِ فردی و ساختارهایِ سردِ قدرت. اسپرینگستین با این کنش، به ما میگوید که هیچکس نمیتواند در برابرِ «فروپاشیِ اخلاقیِ» جامعهاش، بیتفاوت بماند.
طنینِ احساسیِ پایانبندی؛ نبرد برایِ فردایِ روشن
پایانبندیِ این رویداد هنوز نوشته نشده است، اما تأثیرِ آن بر ذهنِ مخاطب، ماندگار است. حمایتِ اسپرینگستین از عبدل السید، نه یک پیروزیِ زودهنگام، بلکه یک «فراخوان» است. او با این کار، به هوادارانش نشان میدهد که حتی در میانِ هیاهویِ رسانهای و اخبارِ جعلی، هنوز میتوان به دنبالِ «اصالت» گشت. این رویداد، یک استعارهٔ بصری از مبارزه است؛ مبارزهای که در آن، یک گیتار (به عنوانِ نمادِ هنرِ مردمی) در برابرِ دیوارهایِ سنگیِ سیاستِ فاسد قرار گرفته است.
در نهایت، آنچه از این کنشِ اسپرینگستین باقی میماند، نه لزوماً نتیجهٔ انتخابات، بلکه ثبتِ لحظهای است که یک هنرمند، اعتبارِ خود را در راهِ باوری که به آن ایمان دارد، هزینه میکند. این یعنی «مولفینگی» در ساحتِ سیاست؛ یعنی امضایِ شخصیِ خود را پایِ سرنوشتِ یک ملت زدن. او ثابت کرد که حتی در عصرِ تکنولوژیهایِ دیجیتال و جلوههایِ ویژهٔ سیاست، هنوز هم «انسانیت» و «صراحت» بیشترین ضریبِ نفوذ را در قلبِ جامعه دارند.

منتقد و کارشناس سینمای هنری و مؤلف، فارغالتحصیل مطالعات سینمایی، پوششدهنده رویدادهای کن، ونیز و درامهای روانشناختی مستقل.
مطالب مرتبط پیشنهادی
بیشتر در سینما و سریال ←پرسشهای متداول پیرامون این مطلب (FAQ)
مهمترین نکات و خلاصه گزارش «حنجرهٔ عصیان در خدمت سیاست؛ اسپرینگستین و پیوندِ ترانه با میدانِ نبرد» چیست؟◀
بروس اسپرینگستین با عبور از مرزهای موسیقی، حمایت صریح خود را از عبدل السید در رقابتهای انتخاباتی اعلام کرد. | این کنشگری، نقدِ تند اسپرینگستین به جریانهای سیاسیِ حاکم و تقابل با میراث ترامپ را به وضوح عیان میسازد. | تقابلِ «صدای طبقه کارگر» با «سیاستمدارانِ قانونگریز»؛ این رویداد، پیوند عمیقِ هنرِ اعتراضی با کنشگری مدنی را بازتعریف میکند.
چرا این تحلیل تخصصی در رسانه NextIT اهمیت دارد؟◀
نسترن رادمنش در تحلیلی عمیق، حمایتِ بروس اسپرینگستین از عبدل السید را فراتر از یک کنش انتخاباتی و به مثابه تقابل هنرِ متعهد با سیاستِ قانونگریز میبیند.
چه کلیدواژهها و موضوعاتی در این مقاله بررسی شدهاند؟◀
این خبر در حوزه سینما و سریال قرار دارد و کلیدواژههای مرتبط شامل بروس اسپرینگستین، عبدل السید، سینمای سیاسی، کنشگری هنری، آمریکا میباشد.
دیدگاه کاربران (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش!


