استارز در مسیر بقا؛ گذار از زیاندهی به مدار تولید محتوای مؤلف
نسترن رادمنش با تحلیل گزارش مالی استارز، از تغییر استراتژی این پلتفرم به سمت تولید آثار مؤلف و کاهش زیانهای مالی برای حفظ اصالت هنری مینویسد.


- افزایش درآمدهای استریمینگ استارز (Starz) در فصل سوم، نشاندهنده اثربخشی استراتژی تمرکز بر مالکیت معنوی آثار است.
- کاهش چشمگیر زیانهای مالی، نتیجه مستقیمِ فاصله گرفتن از پروژههای پرهزینه و حرکت به سمت درامهای مستقل و کنترلشده است.
- مدیریت جدید با اولویتبندی تولیدات داخلی، در پی ایجاد یک اکوسیستم پایدار در بازار رقابتی DTC است.
عبور از بحران با تکیه بر اصالتِ اثر
صنعت سرگرمی در سالهای اخیر، تحت فشارهای اقتصادی بیسابقهای قرار گرفته است. گزارشهای مالی اخیر استارز (Starz) که توسط ددلاین (Deadline Hollywood) منتشر شده، نه تنها یک عدد و رقم خشک روی کاغذ، بلکه نشاندهنده یک تغییر پارادایم در مدیریت پلتفرمهای استریمینگ است. درحالیکه بسیاری از غولهای رسانهای در گردابِ هزینههای تولیدات بیکیفیت و انبوه غرق شدهاند، استارز با کاهش زیانهای خود و افزایش درآمدهای فصل سوم، مسیر متفاوتی را در پیش گرفته است. این تغییر جهت، بیش از آنکه یک مانور حسابداری باشد، بازگشتی به استراتژی «مالکیت معنوی» است؛ جایی که کیفیتِ ساخت، بر کمیتِ خروجی اولویت مییابد.
من به عنوان ناظر تحولاتِ فستیوالهای بینالمللی، معتقدم این رویکردِ «مولفمحور» میتواند استارز را از یک پلتفرم عمومی به یک مقصدِ تخصصی برای مخاطبانی تبدیل کند که به دنبالِ زیرمتنهای روانشناختی عمیق در درامهای تلویزیونی هستند. وقتی یک استودیو مالکیتِ کاملِ آثار خود را در دست میگیرد، آزادیِ عملِ هنری برای فیلمسازانِ صاحبسبک افزایش مییابد و این دقیقاً همان چیزی است که سینمای مستقل به آن نیاز دارد.
استراتژی مالکیت؛ کلیدِ رهایی از بندِ هزینههای کاذب
بزرگترین آفتِ پلتفرمهای نمایش آنلاین (DTC)، تولیداتِ خنثی و بدونِ امضای کارگردان است که صرفاً برای پر کردنِ لیستِ پخش ساخته میشوند. استارز با تمرکز بر «مزایای مالی افزایش مالکیت» (Financial Upside Of Increased Ownership) در لیستِ پروژههای آتی خود، عملاً در حالِ پالایشِ سبدِ کالای هنریاش است. این یعنی کمتر هزینه کردن برای لایسنسهای گرانقیمتِ خارجی و بیشتر سرمایهگذاری بر روی درامهایی که شناسنامه و امضای مؤلف دارند.
در سینمای هنری، آنچه یک اثر را ماندگار میکند، قاببندیهای نقاشانه و بازی سکوتهاست؛ نه جلوههای ویژه پرزرق و برق که در حافظه هیچ بینندهای نمیماند. استارز با این رویکرد جدید، در واقع در حال ساختن یک پورتفولیوی متمایز است. اگر این پلتفرم بتواند فضایی برای روایتهای جسورانه فراهم کند، قطعاً میتواند مخاطبان وفاداری را جذب کند که از کلیشههای تکراریِ پلتفرمهای رقیب گریزاناند.
تحلیلِ فرم در دلِ اعدادِ مالی
اعدادِ منتشر شده در گزارش Q3، حکایت از یک «انضباط ساختاری» دارند. برای من به عنوان منتقد، این نظمِ مالی در تولید، مستقیماً به «میزانسنِ مینیمالیستی» در آثار ترجمه میشود. وقتی بودجهها به سمتِ کیفیتِ روایت و کارگردانی هدایت میشوند، نتیجهاش درامی است که در آن زبان بدن بازیگران و نورپردازیهای طبیعی، جایگزینِ اکشنهای بیمایه میشود. این تغییر جهت در استارز، فرصتی طلایی برای فیلمسازان مستقل است تا بدونِ ترس از فشارهای تجاریِ کاذب، به کاوش در لایههای پنهانِ درامهای روانشناختی بپردازند.
طنینِ احساسیِ یک اثر، تنها زمانی به گوشِ مخاطب میرسد که فیلمساز اجازه داشته باشد در آرامشِ کامل، استعارههای بصریِ خود را در تار و پودِ فیلمنامه بگنجاند. استارز با کاهش زیانهای خود، در واقع در حالِ خریدنِ این «آزادیِ هنری» است. این یک بازیِ برد-برد است؛ هم برای سرمایهگذاران که به سودآوری میرسند و هم برای هنر سینما که نفسی تازه میکند.
چشماندازِ پیشِ رو؛ آیا استارز به پناهگاهِ مؤلفین تبدیل میشود؟
تداومِ این روند، نیازمندِ شجاعت در انتخابِ پروژههاست. آنچه در بازارِ پرهیاهوی سرگرمی اهمیت دارد، نه تعدادِ مشترکین، بلکه ضریبِ نفوذِ عاطفیِ آثار است. اگر استارز بتواند به جای تقلید از الگوهای شکستخوردهی هالیوودی، به سمتِ آثاری حرکت کند که در جشنوارههای معتبری چون کن (Cannes) یا برلین (Berlinale) حرفی برای گفتن داشته باشند، آنگاه میتوان گفت که این پلتفرم در مسیرِ درستی قرار گرفته است.
من به عنوان منتقدی که همیشه به دنبالِ اصالتِ نگاه در آثار هستم، با دقتِ تمام خروجیهای آتی این پلتفرم را زیر نظر خواهم داشت. آیا این بهبودِ وضعیتِ مالی، منجر به خلقِ درامهایی خواهد شد که در تاریخِ سینمای تلویزیونی ماندگار شوند؟ یا تنها یک مسکنِ موقت برای بازگشت به روالِ عادیِ تولیداتِ بیرمق خواهد بود؟ پاسخِ این پرسش را باید در قاببندیها و دیالوگهای سریالهای آیندهشان جستجو کرد. تا آن زمان، باید اعتراف کرد که نگاهِ مدیریتیِ استارز، دستکم یک گامِ هوشمندانه برای زنده ماندن در میدانِ رقابتِ نابرابرِ عصرِ حاضر است.

منتقد و کارشناس سینمای هنری و مؤلف، فارغالتحصیل مطالعات سینمایی، پوششدهنده رویدادهای کن، ونیز و درامهای روانشناختی مستقل.
مطالب مرتبط پیشنهادی
بیشتر در سینما و سریال ←پرسشهای متداول پیرامون این مطلب (FAQ)
مهمترین نکات و خلاصه گزارش «استارز در مسیر بقا؛ گذار از زیاندهی به مدار تولید محتوای مؤلف» چیست؟◀
افزایش درآمدهای استریمینگ استارز (Starz) در فصل سوم، نشاندهنده اثربخشی استراتژی تمرکز بر مالکیت معنوی آثار است. | کاهش چشمگیر زیانهای مالی، نتیجه مستقیمِ فاصله گرفتن از پروژههای پرهزینه و حرکت به سمت درامهای مستقل و کنترلشده است. | مدیریت جدید با اولویتبندی تولیدات داخلی، در پی ایجاد یک اکوسیستم پایدار در بازار رقابتی DTC است.
چرا این تحلیل تخصصی در رسانه NextIT اهمیت دارد؟◀
نسترن رادمنش با تحلیل گزارش مالی استارز، از تغییر استراتژی این پلتفرم به سمت تولید آثار مؤلف و کاهش زیانهای مالی برای حفظ اصالت هنری مینویسد.
چه کلیدواژهها و موضوعاتی در این مقاله بررسی شدهاند؟◀
این خبر در حوزه سینما و سریال قرار دارد و کلیدواژههای مرتبط شامل استارز، سینمای مؤلف، تحلیل اقتصادی سینما، استریمینگ، درام روانشناختی میباشد.
دیدگاه کاربران (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش!


