قمار بر سرِ میراث؛ استارز چگونه در میانهی بحران، نبض مخاطب را پیدا کرد؟
نسترن رادمنش تحلیل میکند: استارز با عبور از ضررهای مالی و موفقیت چشمگیر فیلم «مایکل»، در حال گذار از تلویزیون خطی به سوی سینمای مؤلف است.


- شبکه استارز (Starz) با عبور از پیشبینیهای والاستریت، ضرر خالص خود را به ۳۵ میلیون دلار کاهش داد.
- اکران فیلم «مایکل» (Michael) در استارز، رکورد تاریخی پربینندهترین عنوان Pay 1 این شبکه را شکست.
- افول درآمدهای تلویزیون خطی (Linear TV) تضاد آشکاری با موفقیت محتوای استریممحور ایجاد کرده است.
پارادوکس اعداد؛ وقتی ترازنامه به زبان سینما سخن میگوید
در تالارهای بورس که تنها زبانِ اعداد و ارقام خنثی را میفهمند، گزارش سه ماهه سوم سال ۲۰۲۶ برای شبکه استارز (Starz) بیش از آنکه یک پیروزی مالی باشد، یک بیانیه دربارهی تغییر ذائقه مخاطب است. کاهش ضرر خالص به ۳۵ میلیون دلار، در نگاه اول تنها یک بازی حسابداری به نظر میرسد، اما برای ما که فرم و محتوا را در اولویت قرار میدهیم، این عدد نشاندهندهی یک جراحی عمیق در ساختار اقتصادیِ هنر است. استارز توانسته است با تکیه بر استراتژیهای محتواییِ هدفمند، از پیشبینیهای سختگیرانهی والاستریت عبور کند؛ حرکتی که ثابت میکند حتی در عصر سلطهی الگوریتمها، کیفیتِ بصری هنوز هم میتواند ناجیِ بیلانهای مالی باشد.
با این حال، نباید در خوشبینی مفرط غرق شد. ریزش درآمدهای تلویزیون خطی، طنینِ مرگِ آهستهی یک عادت کهن است. ما در دورهای زیست میکنیم که تماشاگر دیگر منتظرِ زمانِ پخشِ کنداکتور نمیماند. این افولِ درآمدی، اعترافِ صریحِ صنعت به این حقیقت است که مخاطب مدرن، کنترلِ کامل بر زمان و مکانِ تماشا را به هر تجربهی سنتی دیگری ترجیح میدهد. استارز در این میانه، در حال گذار از یک شبکهی توزیعِ کلاسیک به یک پلتفرمِ دادهمحور است؛ گذاری که دردناک است اما گویی گریزی از آن نیست.
ظهور «مایکل»؛ غلبهی روایت بر کلیشههای صنعتی
نکتهی کلیدی در گزارش اخیر، موفقیتِ خیرهکنندهی فیلم «مایکل» (Michael) است که توسط لاینزگیت (Lionsgate) تولید شده و در دهم آگوست به خانهی مخاطبانِ استارز راه یافت. اینکه این اثر به پربینندهترین عنوانِ Pay 1 در تاریخ این شبکه بدل شده، فراتر از یک آمارِ گذراست. موفقیتِ این فیلم، مُهر تاییدی است بر اهمیتِ «امضای مؤلف» در تولیداتِ تجاری. در زمانی که بسیاری از استودیوها در چرخهی تکراریِ دنبالهسازیهای بیروح گرفتار شدهاند، «مایکل» نشان داد که اگر فیلمنامه، زیرمتنهای روانشناختیِ قوی داشته باشد و از قاببندیهای هوشمندانه بهره ببرد، میتواند حتی در یک بسترِ استریم، تماشاگر را میخکوب کند.
من به عنوان منتقدی که همیشه نسبت به تولیداتِ انبوهِ تلویزیونی بدبین بوده، این موفقیت را نشانهای از بلوغِ سلیقهی عمومی میدانم. تماشاگرِ امروز دیگر به دنبالِ صرفاً «محتوا» نیست؛ او به دنبالِ تجربهای است که با روح و روانش پیوند بخورد. استارز با انتخابِ این اثر برای نمایشِ اختصاصی، ریسکِ بزرگی کرد، اما نتیجه نشان داد که ریسکپذیری در حوزهی درامهای مستقل و شخصیتمحور، پاداشی به مراتب بزرگتر از تولیدِ پروژههای میانمایه و خنثی دارد.
شکافِ میان سنت و مدرنیته در قاببندیهای اقتصادی
در بررسیِ ساختاریِ این گزارش، یک شکافِ بنیادین خودنمایی میکند: تقابلِ مستقیمِ تلویزیونِ خطی با دنیایِ VOD (Video on Demand). در حالی که درآمدهایِ سنتیِ استارز در حالِ رنگ باختن هستند، موفقیتِ «مایکل» نشان میدهد که قدرتِ اصلیِ این کمپانی در «تولیدِ مستقل» نهفته است. این یعنی استارز باید هرچه سریعتر از قید و بندِ مدلهای توزیعِ قدیمی رها شود و تمامِ توانِ مالیِ خود را بر کیفیتِ بصری و عمقِ رواییِ آثارش متمرکز کند.
میزانسنِ مینیمالیستیِ مدیریتیِ جدیدِ استارز، اگرچه در ابتدا سرد و حسابگرانه به نظر میرسید، اما اکنون در حالِ میوهدهی است. آنها دریافتهاند که در دنیایِ شلوغِ پلتفرمهایِ رقیب، تنها «نامِ بزرگ» و «کیفیتِ بیبدیل» است که میتواند مشترک را نگه دارد. برای منِ منتقد، این یک نوید است؛ این که سینمایِ هنری و آثارِ باکیفیت، حتی در گزارشهایِ مالیِ سرد و خشکِ اقتصادی، میتوانند به عنوانِ قهرمانِ داستان ظاهر شوند.
چشماندازی برای بقا؛ فراتر از اعداد ۳۵ میلیونی
سؤال اینجاست: آیا استارز میتواند این روند را حفظ کند؟ اگر نگاهی به سرفصلهایِ فستیوالهایِ معتبر مانند کن (Cannes) یا ونیز (Venice) بیندازیم، میبینیم که موفقیتِ واقعی در گروِ اعتماد به نگاهِ فیلمساز است. استارز اگر بخواهد در این رقابتِ نابرابر باقی بماند، باید بیش از هر زمانِ دیگری به «قاببندیهای نقاشانه» و «سکوتهای سنگین میان دیالوگها» در فیلمنامههایش بها دهد، نه فقط به دادههایِ آماریِ پلتفرم.
پایانبندیِ این گزارشِ مالی، طنینِ احساسیِ عجیبی دارد. استارز در لبهی تیغ حرکت میکند؛ جایی که یک اشتباه در انتخابِ محتوا میتواند منجر به سقوطِ کامل شود، و یک انتخابِ هوشمندانه مثل «مایکل» میتواند آنها را به صدرِ جداولِ محبوبیت بازگرداند. برای من، این نه یک گزارشِ مالیِ خشک، که سناریویِ یک درامِ روانشناختیِ جذاب است؛ درامی که در آن کمپانی، شخصیتِ اصلی است و در حالِ مبارزه برایِ تعریفِ دوبارهی هویتِ خویش در میانِ آوارِ سنتهایِ رو به زوالِ تلویزیونی.
موجودیتهای متصل در گراف دانش NextIT

منتقد و کارشناس سینمای هنری و مؤلف، فارغالتحصیل مطالعات سینمایی، پوششدهنده رویدادهای کن، ونیز و درامهای روانشناختی مستقل.
مطالب مرتبط پیشنهادی
بیشتر در سینما و سریال ←پرسشهای متداول پیرامون این مطلب (FAQ)
مهمترین نکات و خلاصه گزارش «قمار بر سرِ میراث؛ استارز چگونه در میانهی بحران، نبض مخاطب را پیدا کرد؟» چیست؟◀
شبکه استارز (Starz) با عبور از پیشبینیهای والاستریت، ضرر خالص خود را به ۳۵ میلیون دلار کاهش داد. | اکران فیلم «مایکل» (Michael) در استارز، رکورد تاریخی پربینندهترین عنوان Pay 1 این شبکه را شکست. | افول درآمدهای تلویزیون خطی (Linear TV) تضاد آشکاری با موفقیت محتوای استریممحور ایجاد کرده است.
چرا این تحلیل تخصصی در رسانه NextIT اهمیت دارد؟◀
نسترن رادمنش تحلیل میکند: استارز با عبور از ضررهای مالی و موفقیت چشمگیر فیلم «مایکل»، در حال گذار از تلویزیون خطی به سوی سینمای مؤلف است.
چه کلیدواژهها و موضوعاتی در این مقاله بررسی شدهاند؟◀
این خبر در حوزه سینما و سریال قرار دارد و کلیدواژههای مرتبط شامل استارز، سینمای مستقل، تحلیل اقتصادی سینما، لاینزگیت، مایکل میباشد.
دیدگاه کاربران (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش!



