جایگزین غیررسمی منطقه ۹ در آمازون؛ چگونه «د اکسپنس» دنیای علمیتخیلی را تکان داد
تحلیل اختصاصی نوید حسینی از شباهتهای ساختاری و تماتیک سریال د اکسپنس (The Expanse) با فیلم منطقه ۹ و جایگزینی آن در عصر استریم.


- عدم ساخت پروژه «منطقه ۱۰ (District 10)» و ایجاد خلاء روایی ۱۵ ساله در اثر تحسینشده نیل بلومکمپ
- استفاده هوشمندانه از «جاذبه» به عنوان حصار نژادی و طبقاتی ساختاری در سریال «د اکسپنس (The Expanse)»
- پیادهسازی زیباشناسی «آینده دستدوم (Used Future)» و نقد سیستماتیک ابرشرکتهای فاسد در ۶۲ اپیزود
- مدیریت ریتم داستانگویی و آرک روایی کاراکترها در طول ۶ فصل توسط تیم شو رانرها
کابوس لغو «منطقه ۱۰» و ظهور سایه سنگین نیل بلومکمپ بر پلتفرمهای استریم
اکران سینمایی فیلم «منطقه ۹ (District 9)» در سال 2009 به کارگردانی نیل بلومکمپ (Neill Blomkamp)، نقطهعطفی در ساختار آثار علمیتخیلی کمهزینه اما ساختارشکنی بود که با استفاده از فرمت شبهمستند، نژادپرستی و آپارتاید ساختاری را به شکلی عریان به تصویر کشید. سالها پس از ماندگار شدن این اثر در تاریخ سینما، بلاتکلیفی پروژه دنباله آن یعنی «منطقه ۱۰ (District 10)»، علاقمندان به این sub-genre (زیرژانر علمیتخیلی اجتماعی) را در بلاتکلیفی عمیقی رها کرد. در شرایطی که سینمای تجاری به سمت آثار ابرقهرمانی و اکشنهای کامپوتری بیروح حرکت میکرد، نیاز به اثری که بتواند همان لحن تلخ، فاسد و واقعگرایانه را احیا کند بیش از پیش احساس میشد.
پلتفرم آمازون پرایم ویدیو (Amazon Prime Video) با تصاحب و ادامه نمایش سریال «د اکسپنس (The Expanse)» پس از لغو آن توسط شبکه سایفای (Syfy)، توانست در طول ۶۲ اپیزود دقیقاً همان خلاء روایی و محتوایی را پر کند. این اثر که بر اساس رمانهای پرفروش جیمز اس. ای. کوری (James S. A. Corey) اقتباس شده، اگرچه در مقیاسی بسیار بزرگتر و در بطن منظومه شمسی جریان دارد، اما در بنمایههای جامعهشناختی و نقد تبعیض سیستمی، همان مسیر نیل بلومکمپ را با ظرافت و عمق بیشتری طی میکند.
جاذبه به مثابه دیوار برلین؛ بازتعریف مرزهای نژادی از ژوهانسبورگ تا کمربند سیارکی
کلید اصلی درک شباهتهای میان این دو اثر، در نحوه معماری فضایی و جداسازی طبقاتی نهفته است. در «منطقه ۹»، کمپ محصور در حومه ژوهانسبورگ با سیمهای خاردار و تیربارها، مرز میان بیگانگان فضایی مشهور به «میگوها (Prawns)» و شهروندان انسانی را تعریف میکرد. در مقابل، «د اکسپنس» برای ایجاد این تمایز نژادی و طبقاتی نیازی به سیم خاردار فیزیکی ندارد؛ بلکه «جاذبه» را به عنوان موانعی بیولوژیک و جبر جغرافیایی به کار میگیرد.
ساکنان زمین و مریخ یا همان «داخلیها (Inners)» از وفور منابع، اکسیژن و جاذبه استاندارد بهرهمند هستند، در حالی که ساکنان کمربند سیارکی یا «بلترها (Belters)» در گرانش بسیار پایین ایستگاههای فضایی رشد مییابند. این نابرابری محیطی، مسبب تغییرات آناتومیک شدید در بدن بلترها شده است؛ استخوانهای کشیده و شکننده و دوکیشدن عضلات، آنها را از نظر ظاهری بالکل از ساکنان زمین متمایز میکند. دقیقا همانطور که در «منطقه ۹» واژه تحقیرآمیز Prawns برای بیگانگان به کار میرفت، در «د اکسپنس» نیز اصطلاح تحقیرآمیز «اسکینیها یا لاغرها (Skinnies)» برای بلترها استفاده میشود تا برتری نژادی ساکنان زمین موجه جلوه داده شود.
زیباشناسی «آینده دستدوم»؛ وقتی استودیوها از زرقوبرق دیجیتال فاصله میگیرند
توسعه جهان داستانی و اسپینآفها زمانی موفق عمل میکند که هویت بصری اثر، احساس زیستپذیری و واقعی بودن را به بیننده القا کند. هر دو اثر به شدت وابسته به زبان بصری «آینده دستدوم (Used Future)» هستند؛ سبک طراحی سریالی و سینمایی که اولین بار توسط آثاری چون «بیگانه (Alien)» و «جنگ ستارگان (Star Wars)» تثبیت شد. در این فرمت، فناوریها نو، براق و اتوکشیده نیستند، بلکه زنگزده، دودزده و مستهلک به نظر میرسند.
در «منطقه ۹»، تقابل میان مقر مدرن و کلینیکی سازمان MNU با زاغههای گردوخاک گرفته و پر از زباله کمپ بیگانگان، تبعیض اقتصادی را فریاد میزند. «د اکسپنس» نیز همین تمایز بصری را با کیفیتی فوقالعاده اجرا کرده است. سفینههای معدنکاوی بلترها نظیر «کانتربری (Canterbury)» یا راهروهای باریک و نمور ایستگاه سرس (Ceres Station) با لولههای پر از نشتی و کابلهای آویزان، در تضاد کامل با پنلهای شفاف، نورپردازیهای لوکس و سفینههای پیشرفته ارتش مریخ و سازمان ملل متحد قرار دارند. این طراحی صحنه دقیق، خستگی زیستن تحت استثمار را بدون حتی یک خط دیالوگ به مخاطب منتقل میکند.
اتاق نویسندگان و قلم شو رانر؛ مدیریت ریتم داستانگویی در ۶۲ اپیزود «د اکسپنس»
حفظ جذابیت یک درام علمیتخیلی پیچیده در ۶ فصل، نیازمند مهارت بالایی در مهندسی ریتم داستانگویی در مدیوم تلویزیون است. اتاق نویسندگان و قلم شو رانر این سریال با همکاری مستقیم نویسندگان کتاب، یعنی دانیل آبراهام و تای فرانک، توانست از کلاف سردرگم جنبههای سیاسی، نظامی و ماوراءالطبیعی یک شاهکار منسجم بسازد. آنها متوجه بودند که اتکای صرف به جلوههای ویژه بدون توجه به ابعاد انسانی، سریعاً منجر به بینجواچینگ و خستگی مخاطب خواهد شد.
به همین جهت، آرک روایی کاراکتر در طول فصل با دقت ریاضی طراحی شده است. تغییر تمایلات و سیر تحول شخصیتهایی نظیر «جیم هولدن (Jim Holden)»، «نائومی ناگاتا (Naomi Nagata)»، «آموس برتون (Amos Burton)» و دیپلمات مقتدر «کریستین آواسرالا (Chrisjen Avasarala)»، موتور محرک تمام درگیریهای سیاسی و نظامی سریال است. تکنیک ساختاری «کلیفهنگر انتهای اپیزود» در انتهای اکثر قسمتهای این ۶۲ اپیزود، صرفاً یک ابزار ارزان برای نگه داشتن مخاطب نیست، بلکه گرهافکنی عمیق در استراتژی جنگ سرد میان زمین، مریخ و کمربند سیارکی محسوب میشود.
شکست مونوپل شرکتی و ظهور اقتصاد سیاه؛ همگرایی MNU با ابرشرکتهای منظومه شمسی
بعد دیگری که «د اکسپنس» را به وارث واقعی «منطقه ۹» تبدیل میکند، نقد عریان سرمایهداری افسارگسیخته و ساختار ابرشرکتهای بیرحم است. در فیلم بلومکمپ، شرکت «Multi-National United» یا همان MNU هیچ اهدافی برای بهبود شرایط زیستی بیگانگان ندارد؛ تنها هدف آنها مهندسی معکوس تسلیحات بیولوژیک فضاییها برای سودآوری نظامی است. این سازمان فاسد حتی با باندهای جنایتکار محلی که غذا و داروی فاسد را با سلاح معامله میکنند، وارد تبانی غیررسمی میشود.
این الگوی ساختاری در «د اکسپنس» با شدت بیشتری بازآفرینی میشود. ابرشرکتهایی نظیر «پروتوجن (Protogen)» و بخشهای فاسدی از سیستمهای اطلاعاتی زمین و مریخ، تمام یک ایستگاه فضایی پر از شهروندان غیرنظامی (ایستگاه اروس) را قربانی آزمایش ماده زیستی نا شناخته «پروتومولکول (Protomolecule)» میکنند تا به سلاح نهایی دست یابند. در این میان، بازار سیاه آب و اکسیژن در کمربند سیارکی توسط باندهای مافیایی اداره میشود و قدرتمندان منظومه، چشم خود را بر این نابرابری مفرط بستهاند. «د اکسپنس» اثبات میکند که با گذشت قرنها و حتی دسترسی انسان به اعماق کیهان، ساختار استثمار شرکتی بدون تغییر باقی خواهد ماند.
موجودیتهای متصل در گراف دانش NextIT

تحلیلگر سریالهای درام و فانتزی پلتفرمهای HBO، نتفلیکس و اپل تیوی پلاس، رصدگر خطوط داستانی و شو رانرهای سرشناس تلویزیون جهانی.
مطالب مرتبط پیشنهادی
بیشتر در سینما و سریال ←
سینما و سریالجادوی جدید هری پاتر: بلر پارتنرشیپ در مسیر تسخیر بازار سرگرمی با مهرههای تازه
سینما و سریالکهکشانهای گمشده: طنین فرم و امضای مؤلف در اپراهای فضایی کالت
سینما و سریالکاستینگ چرخشی دیک ولف: بازیگران تکراری از «نظم و قانون» تا «پلیس شیکاگو»
پرسشهای متداول پیرامون این مطلب (FAQ)
مهمترین نکات و خلاصه گزارش «جایگزین غیررسمی منطقه ۹ در آمازون؛ چگونه «د اکسپنس» دنیای علمیتخیلی را تکان داد» چیست؟◀
عدم ساخت پروژه «منطقه ۱۰ (District 10)» و ایجاد خلاء روایی ۱۵ ساله در اثر تحسینشده نیل بلومکمپ | استفاده هوشمندانه از «جاذبه» به عنوان حصار نژادی و طبقاتی ساختاری در سریال «د اکسپنس (The Expanse)» | پیادهسازی زیباشناسی «آینده دستدوم (Used Future)» و نقد سیستماتیک ابرشرکتهای فاسد در ۶۲ اپیزود | مدیریت ریتم داستانگویی و آرک روایی کاراکترها در طول ۶ فصل توسط تیم شو رانرها
چرا این تحلیل تخصصی در رسانه NextIT اهمیت دارد؟◀
تحلیل اختصاصی نوید حسینی از شباهتهای ساختاری و تماتیک سریال د اکسپنس (The Expanse) با فیلم منطقه ۹ و جایگزینی آن در عصر استریم.
چه کلیدواژهها و موضوعاتی در این مقاله بررسی شدهاند؟◀
این خبر در حوزه سینما و سریال قرار دارد و کلیدواژههای مرتبط شامل سریال The Expanse، فیلم District 9، نیل بلومکمپ، آمازون پرایم ویدیو، تحلیل سریال میباشد.
دیدگاه کاربران (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش!
