NEXTIT TERMINAL
USDT/IRT(تتر / تومان)۲۶۶٬۴۰۰+0.8%
BTC(بیت‌کوین)$89,450+2.4%
ETH(اتریوم)$3,180+1.5%
GOLD(انس طلا)$2,685+0.2%
NVDA(انویدیا)$138.20+3.1%
AAPL(اپل)$236.50+0.5%
MSFT(مایکروسافت)$448.10+1.1%
USDT/IRT(تتر / تومان)۲۶۶٬۴۰۰+0.8%
BTC(بیت‌کوین)$89,450+2.4%
ETH(اتریوم)$3,180+1.5%
GOLD(انس طلا)$2,685+0.2%
NVDA(انویدیا)$138.20+3.1%
AAPL(اپل)$236.50+0.5%
MSFT(مایکروسافت)$448.10+1.1%
USDT/IRT(تتر / تومان)۲۶۶٬۴۰۰+0.8%
BTC(بیت‌کوین)$89,450+2.4%
ETH(اتریوم)$3,180+1.5%
GOLD(انس طلا)$2,685+0.2%
NVDA(انویدیا)$138.20+3.1%
AAPL(اپل)$236.50+0.5%
MSFT(مایکروسافت)$448.10+1.1%
سینما و سریالمنبع: Variety

تکرار بی‌رمق یک فرمول نخ‌نما؛ تلاطم لیام نیسون در اکشن عقیم منگوس

تحلیل نسترن رادمنش بر فیلم منگوس (The Mongoose)؛ اثری بی‌روح با بازی لیام نیسون که در دام کلیشه‌های اکشن بدنه و ضعف کارگردانی گرفتار شده است.

تکرار بی‌رمق یک فرمول نخ‌نما؛ تلاطم لیام نیسون در اکشن عقیم منگوس
نکات کلیدی و خلاصه سریع (TL;DR):
  • نخستین تجربه کارگردانی مارک ونسلو (Mark Vanselow)، طراح صحنه‌های بدل‌کاری باسابقه، در خلق سریالی از تعقیب‌ودگریزهای بی‌روح بدون هویت بصری ناکام می‌ماند.
  • تلاش فیلم‌نامه برای ایجاد ترحم و همزادپنداری مصنوعی با قهرمان جنگی فراری، زیرمتن روان‌شناختی اثر را یک‌دست و سطحی رها کرده است.
  • لیام نیسون (Liam Neeson) همچنان در چرخه تکراری و ملال‌آور کاراکترهای انتقام‌جو و فراری پس از موفقیت‌های گذشته محبوس باقی مانده است.
وقارِ متانت و سنگینی چهره لیام نیسون (Liam Neeson) زمانی در سینمای مؤلفین، از آثار استیون اسپیلبرگ (Steven Spielberg) تا نیل جردن (Neil Jordan)، وزنه تکیه‌گاه قاب‌بندی‌های پرتره‌گون بود. اما دهه اخیر، شهادت تدریجی مسخ شدن این پرتره در کارخانه‌های تولید اکشن‌های درجه دو بوده است. فیلم جدید منگوس (The Mongoose) به کارگردانی مارک ونسلو (Mark Vanselow)، دقیقاً در همین نقطه سقوط ایستاده است؛ اثری که فرسودگی فرمول‌های تجاری سینمای بدنه را بیش از پیش عریان می‌کند.

منگوس داستان یک قهرمان جنگی آسیب‌دیده را روایت می‌کند که در پی یک سوءتفاهم یا توطئه، مجبوری به فرار از دست قانون و سایه‌های گذشته‌اش می‌شود. اما آنچه در وهله اول ضربه کاری را به بدنه اثر وارد می‌کند، نه سادگی پیرنگ، بلکه ناتوانی فیلم‌ساز در تبدیل این الگوی کهن به یک زبان تصویری صاحب هویت است.

خطای بدل‌کار در صندلی کارگردانی؛ غلبه تکنسین بر مؤلف

مارک ونسلو نام ناشناخته‌ای در هویت فیزیکی فیلم‌های اکشن نیست؛ او سال‌ها به عنوان طراح و هماهنگ‌کننده صحنه‌های بدل‌کاری (Stunt Coordinator) در کنار نیسون حضور داشته و تنش‌های حرکتی متعددی را طراحی کرده است. اما فاصله‌ای عمیق میان «تکنیسین حرکات فیزیکی بودن» و «مؤلفِ میزانسن بودن» وجود دارد. در منگوس، حضور ونسلو پشت دوربین بیش از آنکه شبیه به هدایت یک ارکستر بصری باشد، شباهت به سرپرستی یک کارگاه حرکتی دارد.

قاب‌بندی‌ها در منگوس خالی از زیباشناسی فرم هستند. دوربین نه برای کشف زیرمتن روان‌شناختی شخصیت، بلکه صرفاً برای ثبت مکانیکی برخوردها، دویدن‌ها و تصادف‌ها به حرکت درمی‌آید. قطع‌های سریع و تدوین آشفته، جایگزین سکوت‌های سنگین میان دیالوگ‌ها و تداوم زمانی در صحنه‌ها شده‌اند. زمانی که یک بدل‌کار بدون درک زیبایی‌شناسی نور، فضای خالی و جغرافیای صحنه بر صندلی کارگردانی می‌نشیند، نتیجه فیلمی می‌شود که تمام انرژی خود را صرف تکنیک‌های ظاهری می‌کند اما از خلق کوچک‌ترین حسِ تعلیقِ واقعی عاجز است.

همزادپنداری تصنعی؛ وقتی قهرمان جنگ پشت دکورهای خالی گم می‌شود

بزرگ‌ترین لغزش فیلم‌نامه منگوس، اصرار تند و گل‌درشت آن برای تراشیدن چهره‌ای مظلوم و مقدس از شخصیت اصلی است. اثر تمام ابزارهای روایی ساده‌انگارانه را به کار می‌گیرد تا مخاطب را وادار به دلسوزی برای این قهرمان سابق جنگ کند. فلاش‌بک‌های کش‌دار، موزیک‌های سوزناک در پشت‌زمینه صحنه‌های بحرانی و دیالوگ‌های شعارگونه درباره وفاداری و خیانت، به جای آنکه عمق احساسی خلق کنند، به سدی میان بیننده و اثر تبدیل می‌شوند.

سینمای اصیل همیشه از طریق امتناع و خویشتن‌داری به طنین احساسی دست می‌یابد؛ با قاب‌بندی‌های نقاشانه از تنهایی شخصیت و اجازه دادن به زبان بدن بازیگر برای بیان درد. اما در منگوس، همه چیز افشا می‌شود و هیچ راز یا زیرمتنی برای کشف باقی نمی‌ماند. قهرمان داستان نه یک انسان پیچیده با ترومای واقعی جنگ، بلکه یک ماکت مقوایی است که نام «سرباز سابق» را بر دوش می‌کشد تا مجوزی باشد برای خرابی‌هایی که بار می‌آورد.

پرتره بازیگری در حبس کلیشه؛ تراژدی کارنامه متأخر لیام نیسون

تماشای لیام نیسون در منگوس، حسی از ندامت سینمایی را متبادر می‌کند. نیسون بازیگری است که فیزیک خاص، صدای زنگ‌دار و نگاه سنگینش ظرفیت خلق شخصیت‌های ماندگار روان‌شناختی را دارد. اما او از زمان فیلم گرفته‌شده (Taken) در الگویی تثبیت شده که هر بار تنها نام شخصیت‌ها و رنگ لباس‌هایشان تغییر می‌کند.

در این اثر نیز، نیسون همان حرکات، همان خشم مهارشده و همان چهره خسته از دنیا را بازتولید می‌کند بدون آنکه کارگردان کوچک‌ترین چالش جدیدی پیش روی او قرار دهد. هیچ بازیِ سکوتی در کار نیست؛ هیچ لحظه‌ای وجود ندارد که دوربین بر چهره او مکث کند و ما رنج واقعی را بدون واسطه موسیقی و تدوین شدید احساس کنیم. نیسون در این تله، خود را به دست اراده تکنسین‌هایی سپرده است که سینما را تنها در سرعت شلیک و انفجار ماشین‌ها می‌بینند.

غیبت فرم و پرخاش دوربین؛ فرار از میزانسن به نفع شوک‌های سطحی

اگر به سینمای موفق اکشن مستقل یا آثار مؤلفینی که از اکشن به عنوان ابزار بیان استفاده می‌کنند نگاه کنیم، قوت اثر در «میزانسن مینی‌مالیستی» و کنترل فضا نهفته است. در منگوس اما فضاسازی کاملاً عقیم است. لوکیشن‌ها فاقد شخصیت هستند؛ جاده‌ها، خانه‌های امن و خیابان‌ها تنها مانند دکورهای بی‌روح تئاتر عبور می‌کنند بی‌آنکه اتمسفر مشخصی بسازند.

استفاده ناپخته از نورپردازی‌های یک‌دست و لنزهایی که تنوع زاویه دید ندارند، فیلم را به یک تولید تلویزیونی شتاب‌زده شبیه کرده است. اثر به‌جای خلق تعلیق از طریق استعاره‌های بصری، به شوک‌های صوتی و حرکات ناگهانی دوربین متوسل می‌شود. این پرخاشگری بصری، پوششی است برای خالی بودن دست فیلم‌ساز از مفهوم و فرم؛ ترفندی که دیگر برای مخاطب جدی سینما اثربخشی خود را از دست داده است.

طنین احساسی غایب؛ زوال هویت در اکشن‌های صنعتی

فیلم منگوس نمونه‌ای آشکار از محصولاتی است که در خط تولید صنعتی سینما ساخته می‌شوند تا تنها ساعاتی از وقت بیننده را پر کنند، اما حتی در دستیابی به این هدف ابتدایی نیز لنگ می‌زنند. زمانی که یک فیلم نتواند ارتباطی میان جغرافیای صحنه، روان‌شناسی شخصیت و فرم بصری برقرار کند، تمام صحنه‌های تعقیب‌ودگریز آن به صدا و نورهای بی‌معنا تقلیل می‌یابند.

تجربه اول مارک ونسلو ثمره‌ای جز یک اثر بی‌رمق ندارد؛ اثری که نه می‌تواند علاقه‌مندان به سینمای جدی و فرم‌گرایانه را راضی کند و نه حتی هیجان ماندگاری برای دوستداران اکشن‌های بدنه به ارمغان آورد. منگوس یادآوری تلخی است بر اینکه سینما بدون پرسپکتیو انسانی و زیباشناسی قاب، تنها مجموعه‌ای از فریم‌های متحرک و بی‌جان است.

موجودیت‌های متصل در گراف دانش NextIT

پیوند‌های معنایی
نسترن رادمنش
نسترن رادمنشمنتقد سینمای مؤلف و فستیوال‌های بین‌المللی

منتقد و کارشناس سینمای هنری و مؤلف، فارغ‌التحصیل مطالعات سینمایی، پوشش‌دهنده رویدادهای کن، ونیز و درام‌های روان‌شناختی مستقل.

مطالب مرتبط پیشنهادی

بیشتر در سینما و سریال ←

پرسش‌های متداول پیرامون این مطلب (FAQ)

مهم‌ترین نکات و خلاصه گزارش «تکرار بی‌رمق یک فرمول نخ‌نما؛ تلاطم لیام نیسون در اکشن عقیم منگوس» چیست؟◀

نخستین تجربه کارگردانی مارک ونسلو (Mark Vanselow)، طراح صحنه‌های بدل‌کاری باسابقه، در خلق سریالی از تعقیب‌ودگریزهای بی‌روح بدون هویت بصری ناکام می‌ماند. | تلاش فیلم‌نامه برای ایجاد ترحم و همزادپنداری مصنوعی با قهرمان جنگی فراری، زیرمتن روان‌شناختی اثر را یک‌دست و سطحی رها کرده است. | لیام نیسون (Liam Neeson) همچنان در چرخه تکراری و ملال‌آور کاراکترهای انتقام‌جو و فراری پس از موفقیت‌های گذشته محبوس باقی مانده است.

چرا این تحلیل تخصصی در رسانه NextIT اهمیت دارد؟◀

تحلیل نسترن رادمنش بر فیلم منگوس (The Mongoose)؛ اثری بی‌روح با بازی لیام نیسون که در دام کلیشه‌های اکشن بدنه و ضعف کارگردانی گرفتار شده است.

چه کلیدواژه‌ها و موضوعاتی در این مقاله بررسی شده‌اند؟◀

این خبر در حوزه سینما و سریال قرار دارد و کلیدواژه‌های مرتبط شامل لیام نیسون، سینمای اکشن، نقد فیلم، مارک ونسلو، تحلیل سینمایی می‌باشد.

دیدگاه کاربران (0)

برای ثبت دیدگاه و امتیاز، وارد حساب کاربری شو.

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش!

تکرار بی‌رمق یک فرمول نخ‌نما؛ تلاطم لیام نیسون در اکشن عقیم منگوس | رسانه NextIT | NextIT.ir