سقوطِ امپراتوریِ رویا؛ دیزنی در چنبرهٔ اعداد و انزوای هنری
نسترن رادمنش، منتقد سینما، به تحلیلِ تعدیلِ گسترده نیرو در دیزنی و تأثیراتِ ویرانگرِ آن بر اصالتِ هنری و خلاقیتِ مؤلف در سینمایِ جریان اصلی میپردازد.


- دیزنی با هدف کاهش ۲۰ درصدی هزینهها، دور جدیدی از تعدیل گسترده نیرو را در بخشهای سینمایی و تلویزیونی آغاز کرده است.
- این تصمیمات ساختاری، بیش از آنکه یک بحران مالی ساده باشد، نشاندهنده بنبستِ خلاقانه در کارخانه رؤیاسازی قرن بیست و یکم است.
- اولویتبندیِ سودآوریِ کوتاهمدت بر اصالتِ هنری، عملاً امضای مؤلف و هویتِ بصری آثار دیزنی را در معرض تهدیدی جدی قرار داده است.
تماشای غروبِ خلاقیت در دیزنیلندِ اعداد
خبرِ تعدیل نیرو در شرکت والت دیزنی (The Walt Disney Company)، فراتر از یک خبرِ اقتصادیِ خشک در رسانههایی چون ددلاین (Deadline Hollywood)، زنگ خطری برای تمامی دوستداران سینمای مستقل و مؤلف است. وقتی غولِ انیمیشنسازی و سرگرمی جهان، تیغِ جراحیِ کاهش هزینه را به جانِ بخشهای تولیدی و شبکههای تلویزیونی خود میاندازد، اولین چیزی که در این میانه قربانی میشود، نه ترازنامههای مالی، بلکه «لحظاتِ مکث» و «خلاقیتِ بدونِ بند» است. این استراتژیِ بیستدرصدی، گویی اعترافی است به اینکه ماشینِ پولسازی دیزنی، دیگر توانِ تغذیهٔ خود را از طریقِ جادو و قصهگویی ندارد.
از نگاهِ منتقدِ سینما، آنچه در راهروهای دیزنی میگذرد، یک تراژدیِ کلاسیک است. هنر، زمانی که در انحصارِ مدیریتِ بحران و تحلیلهای آماری قرار میگیرد، به یک محصولِ «کانالیزه» تبدیل میشود. وقتی مدیران به جای تمرکز بر پرورشِ ایدههای بدیع، به دنبالِ حذفِ نیروهایی هستند که شاید همان «سکوتهای سنگین میان دیالوگها» را در فیلمنامهها مینوشتند، باید فاتحهٔ آن نگاهِ منحصربهفردی را خواند که زمانی دیزنی را از یک کارخانه به یک مکتبِ هنری بدل کرده بود.
استعارههای بصری در محاصرهٔ الگوریتمها
در سینمای امروز، دیزنی با اتکا به جلوههای ویژه سنگین و فرمولهای موفقِ گذشته، به نوعی «تکرارِ مکررات» دچار شده است. اما این دورِ جدیدِ تعدیلِ نیرو، نشان میدهد که حتی آن سیستمِ متکی بر فناوریِ دیجیتال نیز دیگر سودآور نیست. برای من، به عنوان کسی که قاببندیهای نقاشانه و زبان بدنِ بازیگران را بر پرده سینما میپرستد، حذفِ متخصصانِ انسانی در بخشهای مختلف، به معنای کوچکتر شدنِ جهانِ بصری آثارِ آینده است. وقتی بودجهها به بهانهٔ کاهش هزینهها ذبح میشوند، اولین چیزی که فدا میشود، «امضای مؤلف» است.
سینمای مؤلف به فضایی نیاز دارد که در آن «زمان» ارزشمندترین دارایی باشد. اما فضایِ شرکتیِ دیزنی، اکنون با این فشارِ تعدیلِ نیرو، به فضایی بدل شده که در آن هیچکس جرأتِ ریسک کردن ندارد. در چنین اتمسفری، میزانسنهای مینیمالیستی و درامهای روانشناختی که نیاز به جسارتِ کارگردان دارند، جای خود را به سکانسهای اکشنِ بیروح و کامپیوتری میدهند که تنها هدفشان پر کردنِ زمانِ نمایش است تا کمبودِ نقدینگی را جبران کنند.
فقدانِ روح در کالبدِ صنعتِ سرگرمی
این تصمیماتِ ساختاری، بیش از هر چیز به طنینِ احساسیِ فیلمها لطمه میزند. وقتی تیمی که سالها برای خلقِ یک فضایِ رواییِ منسجم تلاش کرده است، با تهدیدِ بیکاری روبرو میشود، خروجیِ کارِ آنها دیگر آن «پختگیِ روحی» را نخواهد داشت. سینما، صنعتِ مونتاژ نیست؛ هنرِ زیستن در یک فضا و انتقالِ آن به مخاطب است. دیزنی با این تعدیلهای پیدرپی، در حالِ تبدیلِ خود به یک «پلتفرمِ توزیعِ محتوا» است تا یک «خالقِ اثر».
ما در حالِ تماشایِ جابجاییِ اولویتها هستیم. در دنیایِ ایدهآلِ من، یک کمپانیِ بزرگ باید سرمایهاش را صرفِ باز کردنِ فضا برای کارگردانانِ مؤلف کند، نه اینکه با حذفِ نیرویِ انسانی، به دنبالِ بقایِ مدلهایِ تجاریِ شکستخورده باشد. این «کاهشِ هزینهها» در واقع بهایی است که هنرِ معاصر برایِ زیادهخواهیِ سهامداران میپردازد. نتیجهٔ این روند، تولیدِ آثاری است که اگرچه از نظر بصری خیرهکنندهاند، اما در عمقِ خود هیچگونه «زیرمتنِ روانشناختی» ندارند و پس از پایانِ تیتراژ، بلافاصله از ذهنِ مخاطب پاک میشوند.
آیا اصالتِ هنری در دیزنی به پایانِ راه رسیده است؟
نمیتوان از این حقیقت فرار کرد که دیزنی، دیگر آن خانهای نیست که والت دیزنی (Walt Disney) با رؤیایِ «افسونگری» بنا کرده بود. اکنون ما با یک نهادِ مالیِ عظیم روبرو هستیم که مدیریتِ آن، درکِ درستی از ماهیتِ «هنرِ مستقل» ندارد. این تعدیلهای گسترده، بیش از آنکه یک اصلاحِ ساختاری باشد، یک پاکسازیِ فرهنگی است. بخشهایی که درگیرِ این بحران شدهاند، قلبِ تپندهٔ خلاقیتِ دیزنی هستند؛ بخشهای تلویزیونی و استودیوهای فیلمسازی که باید محلِ تولدِ ایدههای نو باشند، حالا به محلِ استرس و ناامنیِ شغلی تبدیل شدهاند.
هنرِ سینما نیازمندِ آرامش و اعتماد به نفسِ گروهی است. وقتی سایهٔ تعدیلِ نیرو بر سرِ فیلمسازان و نویسندگان سنگینی میکند، آنها به جایِ «خلق»، به فکرِ «بقا» خواهند بود. این یعنی خداحافظی با فیلمهایِ تأملبرانگیز و سلام به پروژههایی که تنها برایِ پر کردنِ تقویمِ اکران ساخته میشوند. پایانبندیِ این تراژدی، احتمالاً نه یک شاهکارِ سینمایی، بلکه یک سکوتِ سنگین در دفترِ مدیریت است؛ جایی که اعداد جایِ هنر را گرفتهاند و دیگر هیچکس نیست که به استعارههایِ بصریِ فیلم فکر کند.

منتقد و کارشناس سینمای هنری و مؤلف، فارغالتحصیل مطالعات سینمایی، پوششدهنده رویدادهای کن، ونیز و درامهای روانشناختی مستقل.
مطالب مرتبط پیشنهادی
بیشتر در سینما و سریال ←پرسشهای متداول پیرامون این مطلب (FAQ)
مهمترین نکات و خلاصه گزارش «سقوطِ امپراتوریِ رویا؛ دیزنی در چنبرهٔ اعداد و انزوای هنری» چیست؟◀
دیزنی با هدف کاهش ۲۰ درصدی هزینهها، دور جدیدی از تعدیل گسترده نیرو را در بخشهای سینمایی و تلویزیونی آغاز کرده است. | این تصمیمات ساختاری، بیش از آنکه یک بحران مالی ساده باشد، نشاندهنده بنبستِ خلاقانه در کارخانه رؤیاسازی قرن بیست و یکم است. | اولویتبندیِ سودآوریِ کوتاهمدت بر اصالتِ هنری، عملاً امضای مؤلف و هویتِ بصری آثار دیزنی را در معرض تهدیدی جدی قرار داده است.
چرا این تحلیل تخصصی در رسانه NextIT اهمیت دارد؟◀
نسترن رادمنش، منتقد سینما، به تحلیلِ تعدیلِ گسترده نیرو در دیزنی و تأثیراتِ ویرانگرِ آن بر اصالتِ هنری و خلاقیتِ مؤلف در سینمایِ جریان اصلی میپردازد.
چه کلیدواژهها و موضوعاتی در این مقاله بررسی شدهاند؟◀
این خبر در حوزه سینما و سریال قرار دارد و کلیدواژههای مرتبط شامل دیزنی، سینمای مؤلف، تعدیل نیرو، هالیوود، تحلیل سینمایی میباشد.
دیدگاه کاربران (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش!


