وقتی هالیوود و یوتیوب به تماشای فروپاشی یا ظهور مینشینند
آرش کیانی در تحلیلی تازه، واکنشهای طوفانی رسانههای دیجیتال و چهرههایی چون حسن پیکر به انتخابات را فراتر از سیاست، یک بلاکباستر دراماتیک میبیند.


- واکنشهای لحظهای چهرههای رسانهای و استریمرهایی نظیر حسن پیکر به نتایج انتخابات، مرز بین تحلیل سیاسی و سرگرمی را در عصر دیجیتال به کلی محو کرده است.
- تنشهای کلامی دونالد ترامپ در جریان پوشش زنده، بازتابی از استراتژیهای تهاجمی او در شبکههای اجتماعی است که این بار مستقیماً با فضای استریم تلاقی کرده است.
- تغییر لحن تحلیلگران از پیشبینیهای سنتی به سمت نقد ساختارهای فرقهگونه، نشاندهنده تغییر جهت جریان اصلی رسانه در عصر بلاکباسترهای سیاسی است.
تئاتر سیاست در عصر استریمهای بیوقفه
امروز شاهد یک میزانسن عجیب در فضای رسانهای هستیم؛ جایی که رویدادهای سرنوشتساز سیاسی دیگر نه در استودیوهای خشک و رسمی، بلکه در اتاقهای گیمینگ و پلتفرمهای استریم مانند Twitch و YouTube روایت میشوند. وقتی گزارشهای Variety از واکنشهای لحظهای به روز انتخابات میگوید، بیش از آنکه با یک تحلیل سیاسی روبرو باشیم، با یک «ریالیتیشوی» نفسگیر طرف هستیم که مخاطبانش با همان ولعی آن را دنبال میکنند که طرفداران مارول (Marvel) منتظر تریلرهای جدید هستند. این تغییر پارادایم، قدرت رسانههای مستقل و استریمرهای جریانساز را به رخ میکشد که حالا برای جذب مخاطب، با ریتم تدوین سریع و لحن بیپردهشان، حتی شبکههای سنتی را هم به حاشیه راندهاند.
دونالد ترامپ (Donald Trump) با همان سبک تهاجمی همیشگی، در حال پیشبرد روایت خودش از میان انبوهی از دوربینهاست. برای منی که سالهاست باکسآفیس را رصد میکنم، این صحنهها یادآور لحظات اوج یک بلاکباستر پرهزینه است؛ جایی که قهرمان یا ضدقهرمان داستان، کنترل روایت را از دست تدوینگران خارج میکند و مستقیماً با «مخاطب» حرف میزند. این سطح از درگیری دراماتیک، حتی در فیلمهای هالیوودی هم به ندرت با این غلظت دیده میشود.
عبور از خط قرمزها در فضای مجازی
حسن پیکر (Hasan Piker) در تحلیلهای زنده خود، با جسارتی که مختص نسل جدید ژورنالیستهای دیجیتال است، واژه «فرقه» یا همان Cult را برای جریان MAGA به کار میبرد. این نوع تحلیلهای رادیکال، همان چیزی است که به مخاطبِ خسته از اخبار رسمی، انرژی میدهد. ریتم کلام او در طول این استریمهای طولانی، به شکلی طراحی شده که از افت انرژی جلوگیری کند؛ تکنیکی که استریمرها به خوبی از تدوینگران سینمایی آموختهاند. وقتی پیکر از پایان دوران یک جریان حرف میزند، در واقع دارد یک پیرنگ (Plot) را به تصویر میکشد که در آن، شخصیت اصلی در حال از دست دادن نفوذ خود است.
این نبردِ کلامی، چیزی فراتر از یک بحث سیاسی ساده است؛ این یک جنگِ روایتهاست. استودیوهای رسانهای دیگر نمیتوانند مانند گذشته، دیکته کنند که چه چیزی حقیقت است. حالا حقیقت در دل این دیالوگهای تند و تیز و واکنشهای آنی در چتباکسهای زنده نهفته است. شیمی میان این تحلیلگران و مخاطبانشان، همان عنصری است که باعث میشود یک استریم چندساعته، از یک فیلم سینمایی معمولی جذابتر به نظر برسد.
تداخل هنر و سیاست در صحنه نمایش
ما در حال تجربه دوران جدیدی هستیم که در آن سیاستمداران دیگر تنها به دنبال جذب رای نیستند، آنها به دنبال جذب «بیننده» هستند. اگر به کنشهای ترامپ دقت کنید، میبینید که او دقیقاً میداند چگونه از تعلیقِ موجود در فضای انتخابات، برای بالا بردن نرخ درگیری (Engagement) استفاده کند. این دقیقاً همان کاری است که استودیوهای بزرگ هالیوودی برای فروش بیشتر فیلمهایشان در هفته افتتاحیه انجام میدهند. ارقام و آمارِ بازدیدِ این استریمها، با همان دقتی که من باکسآفیسِ فیلمهای پرفروش را چک میکنم، نشاندهنده یک تغییر رفتار بزرگ در جامعه است.
موسیقی متنی که روی این صحنهها سنگینی میکند، صدایِ اضطرابِ ملی است که در هر توییت و هر پستِ شبکه اجتماعی بازتاب مییابد. هیچ پیچش داستانی هوشمندانهای نمیتوانست این چنین مخاطبان جهانی را میخکوب کند. انتخابات حالا به یک «بلاکباستر واقعی» تبدیل شده که در آن هیچکس پایانبندی را نمیداند و همه در حال گمانهزنی درباره «سکانس پایانی» هستند.
استودیوهای سنتی در برابر موج دیجیتال
شبکههای سنتی خبری حالا در موقعیت عجیبی قرار گرفتهاند. آنها که عادت داشتند روایتگر اصلی باشند، اکنون باید برای بقا با استریمرهایی رقابت کنند که هیچ محدودیتی در لحن و بیان ندارند. این نبردِ استودیوها، شباهت عجیبی به رقابتِ پلتفرمهای استریم (مثل Netflix یا Disney+) با سینماهای سنتی دارد. همانطور که سینما باید برای بقا، «تجربه» ارائه دهد، رسانههای خبری هم باید برای بقا، «صداقتِ بیپرده» را با چاشنی هیجانِ دیجیتال ترکیب کنند.
در نهایت، تماشای این انتخابات از دریچه نگاهِ منتقدانه، نه به عنوان یک تحلیلگر سیاسی، بلکه به عنوان کسی که ساختارِ دراماتیک را درک میکند، بسیار آموزنده است. ما در دورانی زندگی میکنیم که حقیقت در لایههایی از اجرا و نمایش دفن شده است. هر حرکت، هر کلمه و هر واکنش ترامپ یا پیکر، بخشی از یک میزانسنِ پرکشش است که ما را تا آخرین لحظه درگیر نگه میدارد. این همان چیزی است که سینما همیشه آرزویش را داشته: درگیر کردنِ کاملِ مخاطب تا جایی که مرز بین واقعیت و رویا به کلی از بین برود.

منتقد سینما، تحلیلگر آمار گیشه هالیوود و سینهفیل با ۱۰ سال سابقه پوشش فستیوالهای بینالمللی و جریان اصلی فیلمهای هالیوود.
مطالب مرتبط پیشنهادی
بیشتر در سینما و سریال ←پرسشهای متداول پیرامون این مطلب (FAQ)
مهمترین نکات و خلاصه گزارش «وقتی هالیوود و یوتیوب به تماشای فروپاشی یا ظهور مینشینند» چیست؟◀
واکنشهای لحظهای چهرههای رسانهای و استریمرهایی نظیر حسن پیکر به نتایج انتخابات، مرز بین تحلیل سیاسی و سرگرمی را در عصر دیجیتال به کلی محو کرده است. | تنشهای کلامی دونالد ترامپ در جریان پوشش زنده، بازتابی از استراتژیهای تهاجمی او در شبکههای اجتماعی است که این بار مستقیماً با فضای استریم تلاقی کرده است. | تغییر لحن تحلیلگران از پیشبینیهای سنتی به سمت نقد ساختارهای فرقهگونه، نشاندهنده تغییر جهت جریان اصلی رسانه در عصر بلاکباسترهای سیاسی است.
چرا این تحلیل تخصصی در رسانه NextIT اهمیت دارد؟◀
آرش کیانی در تحلیلی تازه، واکنشهای طوفانی رسانههای دیجیتال و چهرههایی چون حسن پیکر به انتخابات را فراتر از سیاست، یک بلاکباستر دراماتیک میبیند.
چه کلیدواژهها و موضوعاتی در این مقاله بررسی شدهاند؟◀
این خبر در حوزه سینما و سریال قرار دارد و کلیدواژههای مرتبط شامل سینما، انتخابات، دونالد ترامپ، حسن پیکر، رسانه میباشد.
دیدگاه کاربران (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش!


