گودزیلا دوباره قد میکشد؛ ویرانیِ آمارها در ضیافت هیولای تاکاشی یامازاکی
نسترن رادمنش، منتقد سینما، تحلیل میکند که چگونه گودزیلا منهای صفر با عبور از رقبای تجاری، استانداردهای جدیدی را در سینمای مؤلف و گیشه تعریف کرده است.


- فیلم Godzilla Minus Zero با پیشبینی فروش ۳۰ میلیون دلاری در افتتاحیه، تمامی رقبای تجاری خود را به حاشیه رانده است.
- این اثر در رقابتی نابرابر، انیمیشن The Cat in the Hat و درام جدید مارتین مکدانا یعنی Wild Horse Nine را با اختلاف پشت سر میگذارد.
- تاکاشی یامازاکی بار دیگر ثابت کرد که سینمای هیولایی اگر با زیرمتنهای روانشناختی و میزانسنهای دقیق همراه شود، گیشه را تسخیر میکند.
هیولایی که منطق گیشه را به چالش میکشد
در دنیای امروز سینما که اغلب زیر سلطهٔ فرنچایزهای بیروح و جلوههای ویژهٔ دیجیتالیِ یکشکل قرار دارد، ظهور دوبارهٔ «گودزیلا» (Godzilla) به کارگردانی «تاکاشی یامازاکی» (Takashi Yamazaki) فراتر از یک موفقیت تجاری ساده است. خبر فروش ۳۰ میلیون دلاری افتتاحیه برای فیلم «گودزیلا منهای صفر» (Godzilla Minus Zero) در بازار داخلی، تنها یک رقم در جداول «ورایتی» (Variety) نیست؛ بلکه مهر تأییدی است بر عطش مخاطب برای دیدنِ سینمایی که در آن هیولا، نه صرفاً یک ابزار برای تخریب، بلکه استعارهای از زخمهای التیامنیافتهٔ یک ملت است. یامازاکی با هوشمندی تمام، از فرم مینیمالیستی برای روایت وحشتی استفاده کرده که ریشه در خاک دارد، نه در پیکسلهای سرگردان.
این موفقیت در شرایطی رقم میخورد که رقبای پرهزینهای همچون انیمیشن «گربه در کلاه» (The Cat in the Hat) با تمام توان تبلیغاتی خود، توان پیشبینی شدهای بین ۲۰ تا ۲۵ میلیون دلار دارند. شکست دادن یک محصولِ استودیوییِ خانوادهمحور توسط یک درامِ علمی-تخیلیِ ژاپنی، نشاندهندهٔ تغییری بنیادین در ذائقهٔ تماشاگرانی است که حالا بیش از هر زمان دیگری به دنبال اصالتِ نگاه و عمقِ تراژیک در قاببندیهای سینمایی هستند.
شکاف میان درامهای هنری و تماشاگر عام
نکتهٔ تأملبرانگیز در گزارشهای اخیر، تقابل این اثر با فیلم جدید «مارتین مکدانا» (Martin McDonagh) با عنوان «اسب وحشی نه» (Wild Horse Nine) است. در حالی که مکدانا به عنوان یکی از مؤلفان برجستهٔ سینمای معاصر با امضای خاص خود شناخته میشود، پیشبینی فروش ۵ تا ۷ میلیون دلاری برای اثر جدیدش، گویای شکافی عمیق میان سینمای دیالوگمحور و سینمایِ رویدادمحور است. با این حال، باید پرسید چرا مخاطب امروز با «گودزیلا» ارتباطی ارگانیکتر برقرار میکند؟ پاسخ در «زیرمتن روانشناختی» نهفته است که یامازاکی در تار و پود فیلمنامه تنیده است.
در «گودزیلا منهای صفر»، سکوتهای سنگین میان دیالوگها، همانقدر که در آثار مکدانا حیاتی هستند، اینجا نیز کارکردی اکسپرسیونیستی دارند. بازی «ریونوسوکه کامیکی» (Ryunosuke Kamiki) در نقش «کویچی شیکیشیما» (Koichi Shikishima) به گونهای است که رنجِ درونی شخصیت را بدون نیاز به فریاد زدن، در قاببندیهای نقاشانه به تصویر میکشد. این همان پیوند میان سینمای مؤلف و سینمای بدنه است که تماشاگر را مجبور به تماشایِ دوباره میکند.
زیباییشناسی ویرانی در قابهای یامازاکی
آنچه در ساختهٔ جدید یامازاکی بیش از همه خودنمایی میکند، وفاداری به زیباشناسی فرم است. برخلاف آثار پرزرقوبرق هالیوودی که در آن دوربین دائماً در حال چرخشهای بیهدف است، «گودزیلا منهای صفر» به میزانسنهای ایستا و تمرکز بر زبان بدن بازیگران تکیه دارد. هر قاب، یک نقاشیِ متحرک از استیصال انسان در برابر طبیعتی است که اکنون در کالبد یک هیولای رادیواکتیو تجلی یافته است.
این فیلم با مدتزمان ۱۳۵ دقیقه، فرصتی بینظیر برای تنفس در فضای خفقانآورِ پس از جنگ فراهم میکند. استفاده از نورپردازی طبیعی و پرهیز از اشباع رنگهای دیجیتال، به فیلم طنزی تلخ و واقعی بخشیده که در کمتر اثر علمی-تخیلیِ مدرنی دیده میشود. یامازاکی به ما یادآوری میکند که برای ترساندن مخاطب، نیازی به انفجارهای بیپایان نیست؛ گاهی تنها یک نمای بسته از چهرهٔ «مینامی هامابه» (Minami Hamabe) در میان غبار کافی است تا وحشتِ وجودی را به جان تماشاگر بیندازد.
میراثی که در حال بازتعریف است
در نهایت، «گودزیلا منهای صفر» فراتر از یک رکوردشکنی در باکسآفیس، احیایِ یک اسطوره است. این فیلم به ما میگوید که مخاطب جهانی به بلوغی رسیده که دیگر با کلیشههایِ «نجات جهان توسط قهرمانِ پوشالی» ارضا نمیشود. نگاهِ یامازاکی به این هیولا، نگاهی انسانی است؛ نگاهی که در آن گودزیلا نه یک دشمن، بلکه بازتابی از گناهانِ جمعی و ترومایِ تاریخی است.
طنین احساسی پایانبندی این اثر، به گونهای است که تا مدتها پس از خروج از سالن تاریک سینما، با بیننده باقی میماند. اگر این روند موفقیت در هفتههای آتی ادامه یابد، شاهد تغییری در مسیرِ تولیداتِ بزرگ جهانی خواهیم بود که در آن، «مولفینگی» (Auteurism) و نگاهِ شخصیِ فیلمساز، جایگاه خود را به عنوان موتور محرکهٔ اصلی گیشه بازمییابند. گودزیلا دوباره به خانه بازگشته است، اما این بار نه با ویرانیِ شهر، بلکه با ویرانیِ تمامِ پیشفرضهایِ غلطِ ما دربارهٔ سینمایِ سرگرمکننده.
موجودیتهای متصل در گراف دانش NextIT

منتقد و کارشناس سینمای هنری و مؤلف، فارغالتحصیل مطالعات سینمایی، پوششدهنده رویدادهای کن، ونیز و درامهای روانشناختی مستقل.
مطالب مرتبط پیشنهادی
بیشتر در سینما و سریال ←پرسشهای متداول پیرامون این مطلب (FAQ)
مهمترین نکات و خلاصه گزارش «گودزیلا دوباره قد میکشد؛ ویرانیِ آمارها در ضیافت هیولای تاکاشی یامازاکی» چیست؟◀
فیلم Godzilla Minus Zero با پیشبینی فروش ۳۰ میلیون دلاری در افتتاحیه، تمامی رقبای تجاری خود را به حاشیه رانده است. | این اثر در رقابتی نابرابر، انیمیشن The Cat in the Hat و درام جدید مارتین مکدانا یعنی Wild Horse Nine را با اختلاف پشت سر میگذارد. | تاکاشی یامازاکی بار دیگر ثابت کرد که سینمای هیولایی اگر با زیرمتنهای روانشناختی و میزانسنهای دقیق همراه شود، گیشه را تسخیر میکند.
چرا این تحلیل تخصصی در رسانه NextIT اهمیت دارد؟◀
نسترن رادمنش، منتقد سینما، تحلیل میکند که چگونه گودزیلا منهای صفر با عبور از رقبای تجاری، استانداردهای جدیدی را در سینمای مؤلف و گیشه تعریف کرده است.
چه کلیدواژهها و موضوعاتی در این مقاله بررسی شدهاند؟◀
این خبر در حوزه سینما و سریال قرار دارد و کلیدواژههای مرتبط شامل گودزیلا، تاکاشی یامازاکی، سینمای مؤلف، باکس آفیس، نقد فیلم میباشد.
دیدگاه کاربران (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش!




