Stellar Blade؛ رقص تیغها در ویرانهای که هویتش را گم کرده است
تحلیل تخصصی مهسا کمالی از بازی Stellar Blade؛ ترکیبی از مبارزات کینتیک و اکشنهای سریع در دنیایی که در سایه بزرگانِ این سبک، هویت خود را گم کرده است.


- مبارزات استلار بلید (Stellar Blade) با مکانیکهای سریع و اکشنهای کینتیک، تجربهای نفسگیر برای طرفداران سبک اکشن RPG رقم میزند.
- اگرچه گیمپلی در سطح بالایی قرار دارد، اما داستانسرایی و طراحی شخصیت «ایو» (Eve) در سایه عناوین بزرگی مثل نایر (NieR) و بایونتا (Bayonetta) محو شده است.
- عملکرد فنی روی کنسول سوئیچ ۲ (Switch 2) با نرخ فریم پایدار، لذت نبردها را دوچندان کرده، هرچند نقصهای گرافیکی جزئی همچنان به چشم میآیند.
سمفونی خشونت؛ وقتی مکانیکهای مبارزه حرف اول را میزنند
وقتی صحبت از یک اکشن RPG تمامعیار به میان میآید، اولین چیزی که یک اوتاکوی سختگیر مثل من را جذب میکند، «ساکوگای مبارزات» یا همان حس و حالِ روان و بینقصِ برخورد تیغههاست. بازی «استلار بلید» (Stellar Blade) دقیقاً همانجایی است که گیمپلی، ادای احترامی به دوران طلایی بازیهای اکشنِ سریع و پرزرقوبرق است. سیستم مبارزات این عنوان به طرز غافلگیرکنندهای کینتیک و پرانرژی طراحی شده است. از همان دقایق اولیه، تنوع دشمنان و لایهبندی مهارتهایی که به مرور باز میشوند، اجازه نمیدهد که بازی به یک تکرار خستهکننده بدل شود.
اما فریب ظاهر پرزرقوبرقش را نخورید؛ این بازی برای تازهکارها نیست. پنجرههای زمانی برای اجرای «کانتر» (Counter) یا همان ضدحمله، به شدت تنگ و دقیق هستند. دشمنان بهراحتی در برابر ضربات شما «استگر» (Stagger) نمیشوند و کوچکترین اشتباه در خواندن انیمیشنهای حرکتی آنها، به معنای گرفتار شدن در یک کومبوی ویرانگر از سمت حریف است. برای من که همیشه به دقتِ فریمبهفریم در انیمیشنهای رزمی اهمیت میدهم، دیدن چنین سیستم سختگیرانهای که کوچکترین خطا را با مجازات سنگین پاسخ میدهد، واقعاً لذتبخش بود. اینجا خبری از دکمهزنیهای بیهدف نیست؛ باید تکتک حرکات دشمن را مثل یک انیماتور حرفهای تحلیل کنید و به نشانگرهای نوری کوچک واکنش نشان دهید.
قدرتنمایی سختافزاری در ویرانههای پسآخرالزمانی
تجربه این بازی روی کنسول «سوئیچ ۲» (Switch 2) غافلگیریهای خودش را داشت. در حالی که انتظار داشتم در شلوغیِ نبردها با افت فریم مواجه شوم، بازی با ثباتی تحسینبرانگیز اجرا میشود. هر بار که «ایو» (Eve) در میدان نبرد شکست میخورد، صادقانه بگویم، این تقصیر خود من بود؛ نه لگِ ورودی (Input Lag) و نه افت فریم. این همان حسِ «پاسخگویی» است که در بازیهای تراز اول ژاپنی به دنبالش هستیم.
البته، همه چیز در این ویترین بصری بینقص نیست. در حالی که افکتهای ذرات (Particle Effects) هنگام مبارزه و نشستن قطرات باران روی تصویر، اتمسفر سرد و تنهای دنیای بازی را به خوبی منتقل میکنند، اما در جزئیات فنی شاهد سکسکه هستیم. ناهنجاریهای بصری در پردازش موها و نوعی مهِ مبهم (Fuzzy Haze) دور لباسها، کمی از کیفیت بصری کار کاسته است. همچنین، پدیده «تکسچر پاپینگ» (Texture Popping) در فواصل دور، یادآور این است که موتور گرافیکی هنوز با بهینگی کامل فاصله دارد. با این حال، اتمسفر کلی بازی و تنهاییِ غریبِ دنیای ویرانشده، به قدری گیرا هست که این نقصهای کوچک را برای لحظاتی به دست فراموشی بسپارید.
موسیقی؛ درامی پنهان در پسِ ملودیهای آرام
یکی از نقاط قوت غافلگیرکننده استلار بلید، موسیقی متن آن است. برخلاف تصورِ رایج که بازیهای اکشن باید همیشه موسیقیهای حماسی و پرسرعت داشته باشند، اینجا با یک دیکوتومی یا دوگانگیِ هوشمندانه روبرو هستیم. در حالی که در نبرد با باسها، ارکستراسیونهای بزرگ و پرشور به اوج میرسند، بخشهای اکتشافی بازی با موسیقیهای آرام و حتی نزدیک به سبک «لانژ» (Lounge) همراه است.
این تضاد، دقیقاً همان چیزی است که «ایو» در درونش حس میکند. او یک جنگجوست که نمیخواهد بجنگد. او در میان خرابههایی که روزگاری تپشهای زندگی در آن جریان داشت، به دنبال معنا میگردد. این موسیقیهای آرام، بازتابدهنده همان حسِ حسرت و تلاشی است که ایو برای یافتن لحظاتِ سکوت در میان طوفانِ نبردها دارد. این هوشمندی در طراحی صوتی، همان چیزی است که به یک بازی، روح میبخشد.
سایه سنگینِ بزرگان؛ وقتی هویتِ بصری فدای تقلید میشود
اگر بخواهم به عنوان یک منتقدِ سختگیر به بخش داستان و هویت بصری نگاه کنم، باید بگویم استلار بلید در دامِ «تقلیدِ بیشازحد» افتاده است. وقتی شما المانهای بصری و استایلِ بازیهای شاهکاری مثل «بایونتا» (Bayonetta) یا «نایر» (NieR) را قرض میگیرید، باید چیزی فراتر از آنها ارائه دهید تا در خاطرهها بمانید. متأسفانه، طراحی شخصیت ایو و دنیای اطرافش، با وجود تمامِ «کاستومهای» جذابی که برایش در نظر گرفته شده، فاقد یک امضای بصری منحصربهفرد است.
داستان بازی برای منِ مخاطب، بیش از حد قابلپیشبینی و در مواردی خستهکننده بود. مفاهیم نمادین و مذهبی که در بازی به کار رفته، آنقدر در سطح باقی میمانند که هیچگاه به عمقِ درگیریهای روانی شخصیتها نفوذ نمیکنند. ایو، با وجود تمامِ طراحیهای بصری پر زرقوبرق، در نهایت به یک «پروتاگونیستِ فراموششدنی» بدل میشود. مرگها اتفاق میافتند و فجایع رخ میدهند، اما بازی آنقدر عجول است که فرصت نمیدهد با این تراژدیها زندگی کنیم. استلار بلید یک ویترین زیباست، اما برای تبدیل شدن به یک اثر ماندگار، نیاز داشت که از سایه سنگینِ عناوین پیش از خود خارج شود و هویت مستقل خودش را فریاد بزند.

اوتاکو و پژوهشگر انیمیشن ژاپن، متخصص بررسی استودیوهای MAPPA، Ufotable و تحلیل تکنیکهای پویانمایی ساکوگا و انیمههای شونن.
مطالب مرتبط پیشنهادی
بیشتر در انیمه ←پرسشهای متداول پیرامون این مطلب (FAQ)
مهمترین نکات و خلاصه گزارش «Stellar Blade؛ رقص تیغها در ویرانهای که هویتش را گم کرده است» چیست؟◀
مبارزات استلار بلید (Stellar Blade) با مکانیکهای سریع و اکشنهای کینتیک، تجربهای نفسگیر برای طرفداران سبک اکشن RPG رقم میزند. | اگرچه گیمپلی در سطح بالایی قرار دارد، اما داستانسرایی و طراحی شخصیت «ایو» (Eve) در سایه عناوین بزرگی مثل نایر (NieR) و بایونتا (Bayonetta) محو شده است. | عملکرد فنی روی کنسول سوئیچ ۲ (Switch 2) با نرخ فریم پایدار، لذت نبردها را دوچندان کرده، هرچند نقصهای گرافیکی جزئی همچنان به چشم میآیند.
چرا این تحلیل تخصصی در رسانه NextIT اهمیت دارد؟◀
تحلیل تخصصی مهسا کمالی از بازی Stellar Blade؛ ترکیبی از مبارزات کینتیک و اکشنهای سریع در دنیایی که در سایه بزرگانِ این سبک، هویت خود را گم کرده است.
چه کلیدواژهها و موضوعاتی در این مقاله بررسی شدهاند؟◀
این خبر در حوزه انیمه قرار دارد و کلیدواژههای مرتبط شامل Stellar Blade، اکشن RPG، نقد بازی، گیمپلی، استلار بلید میباشد.
دیدگاه کاربران (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش!


