رزیدنت اویل و وسوسه بازگشت؛ زک کرگر در دایره تردید میان هنر و وفاداری
زک کرگر پس از واکنشهای تند هواداران به فیلم رزیدنت اویل، همچنان تمایل دارد در نسخههای بعدی نقشی داشته باشد؛ تحلیلی بر تقابل خلاقیت و وفاداری به بازی.


- زک کرگر با وجود انتقادات تند طرفداران هاردکور، همچنان تمایل دارد در پروژههای آینده رزیدنت اویل نقش نظارتی داشته باشد.
- کرگر از تمرکز بیش از حد مخاطبان بر وفاداری به 'لور' بازیهای کپکام به جای ارزیابی کیفیت سینمایی اثرش به شدت گلایه دارد.
- تضاد درونی کارگردان؛ او از ساخت آثار فرنچایزی بیزار است اما نمیتواند ایدههایش برای گسترش دنیای وحشتناک راکونسیتی را نادیده بگیرد.
برخورد سخت با دیوار سختپسندها
وقتی زک کرگر (Zach Cregger) پس از موفقیت خیرهکننده 'باربارین' (Barbarian) سراغ اقتباس از دنیای عظیم و پرطرفدار 'رزیدنت اویل' (Resident Evil) رفت، شاید تصور نمیکرد که قرار است وارد میدان مینی شود که هر قدمش صدای اعتراض هواداران دوآتشه را بلند کند. میزانسنهای پرکشش و فضای خفقانآوری که او در راکونسیتی ترسیم کرد، در گیشه فروش قابل قبولی داشت و ارقام گیشه و سوددهی تجاری نشان میداد که سینماروهای عام با آن ارتباط گرفتهاند. اما در سوی دیگر، خشم طرفداران بازیهای 'کپکام' (Capcom) به قدری بالا گرفت که کرگر را از فضای 'فرنچایزسازی' به کلی دلسرد کرد.
مشکل اصلی اینجا بود؛ کرگر نمیخواست یک بازخوانی خطبهخط از بازیها باشد. او به دنبال تزریق یک روایت مستقل با محوریت یک 'آدم معمولی' در دل فاجعه بود. این رویکرد، همانجایی است که شکاف میان نگاه یک فیلمساز مولف و انتظارات یک گیمر متعصب دهان باز میکند. کرگر در گفتگوهای اخیرش به وضوح از این وضعیت ابراز ناامیدی کرده و معتقد است بخش بزرگی از نقدها، اصلاً درباره خودِ فیلم نبود؛ بلکه درباره این بود که چرا فلان کاراکتر در فیلم نیست یا چرا فلان سکانس با استانداردهای لور بازی همخوانی ندارد.
چرا کرگر نمیتواند از راکونسیتی دل بکند؟
با وجود اینکه کرگر در مصاحبههای اخیرش با متیو بلونی (Matthew Belloni) در پادکست 'The Town' صراحتاً اعلام کرده که دیگر تمایلی به دستوپنجه نرم کردن با ساختار فیلمهای فرنچایزی ندارد، اما یک تناقض جذاب در گفتههایش موج میزند. او اعتراف میکند که حتی اگر خودش روی صندلی کارگردانی ننشیند، باز هم نمیتواند ایدههایش را برای آینده این دنیا متوقف کند. این یعنی غریزه سینمایی او هنوز درگیر پتانسیلهای نهفته در ویروسهای دنیای رزیدنت اویل است.
او در مقایسه با 'باربارین' که برایش یک اثر تمامشده و غیرقابلبسط است، رزیدنت اویل را موجودی زنده میبیند که هنوز حرفهای ناگفته زیادی دارد. این 'وسوسه نظارت' یا به تعبیر خودش 'داشتن دستی در کار'، نشان میدهد که او هنوز به پتانسیل دراماتیک این فرنچایز ایمان دارد، حتی اگر زخمِ نقدهای منفی، کامش را تلخ کرده باشد. کرگر به نوعی در تلهی خلاقیت خود گیر افتاده است؛ جایی که ذهنِ قصهگوی او، مرزهای دنیای راکونسیتی را فراتر از آن چیزی میبیند که تا به حال روی پرده نقرهای دیدهایم.
نبرد میان روایت بصری و وفاداری به منبع
چالش اصلی در اقتباسهای مدرن، همین است: آیا سینما باید بردهی وفاداری به منبع باشد یا باید به عنوان یک مدیوم مستقل، مسیر خود را برود؟ کرگر میگوید که در ابتدا 'سادهلوح' بوده که فکر میکرد هواداران از این زاویه دیدِ متفاوت استقبال میکنند. اما ریتم تدوین و ساختار دراماتیک فیلم او، برای مخاطبی که به دنبال 'ایستراگ'های بازی است، شاید کمی غریبه به نظر میرسید.
از نظر من، آنچه فیلم کرگر را متمایز میکرد، تلاش برای خلق یک تعلیق نفسگیر بود که به جای تکیه بر نوستالژی، بر وحشتِ خالصِ موقعیت تمرکز داشت. موسیقی متنی که روی صحنه سنگینی میکرد و شیمی بازیگران روی پرده، همه نشاندهنده یک تلاش جدی برای ساخت یک فیلمِ ژانر-محور بود. اما وقتی مخاطب فقط به دنبال تیک زدن چکلیستِ بازی است، دیگر جایی برای درک پیچشهای داستانی هوشمندانه باقی نمیماند. این نبرد، نبردی است که بسیاری از کارگردانان در مواجهه با آیپیهای (IP) بزرگ با آن دستوپنج نرم میکنند.
آیندهای که در هالهای از ابهام است
حالا سوال بزرگ اینجاست: آیا استودیوها حاضرند سکان هدایت پروژههای بعدی را به کسی بسپارند که رابطه پرتنشی با فنبیس (Fanbase) خود دارد؟ از یک سو، تجربه فروش نشان میدهد که کرگر بلد است چطور مخاطب را به سالن بکشاند، اما از سوی دیگر، مدیریت خشم هوادارانِ وفادار به کپکام، هزینهای است که هر استودیویی شاید برایش آماده نباشد.
با این حال، علاقه کرگر به 'داشتن دستی در کار' میتواند به معنای یک نقش مشاورهای یا تهیهکنندگی اجرایی در پروژههای آینده باشد. شاید این بهترین فرمول برای تعادل باشد؛ جایی که کرگر ایدههای بکر و نگاه بصریاش را تزریق کند و کارگردانی دیگر، وظیفه برقراری دیالوگ با هواداران دوآتشه را بر عهده بگیرد. در نهایت، رزیدنت اویل برای زنده ماندن در سینما، بیش از آنکه به 'وفاداری' نیاز داشته باشد، به 'خلاقیت در اجرا' نیاز دارد؛ چیزی که کرگر ثابت کرده در آن تبحر دارد، حتی اگر این بار به قیمتِ به جان خریدنِ خشمِ مجازی تمام شده باشد.
موجودیتهای متصل در گراف دانش NextIT

منتقد سینما، تحلیلگر آمار گیشه هالیوود و سینهفیل با ۱۰ سال سابقه پوشش فستیوالهای بینالمللی و جریان اصلی فیلمهای هالیوود.
مطالب مرتبط پیشنهادی
بیشتر در سینما و سریال ←پرسشهای متداول پیرامون این مطلب (FAQ)
مهمترین نکات و خلاصه گزارش «رزیدنت اویل و وسوسه بازگشت؛ زک کرگر در دایره تردید میان هنر و وفاداری» چیست؟◀
زک کرگر با وجود انتقادات تند طرفداران هاردکور، همچنان تمایل دارد در پروژههای آینده رزیدنت اویل نقش نظارتی داشته باشد. | کرگر از تمرکز بیش از حد مخاطبان بر وفاداری به 'لور' بازیهای کپکام به جای ارزیابی کیفیت سینمایی اثرش به شدت گلایه دارد. | تضاد درونی کارگردان؛ او از ساخت آثار فرنچایزی بیزار است اما نمیتواند ایدههایش برای گسترش دنیای وحشتناک راکونسیتی را نادیده بگیرد.
چرا این تحلیل تخصصی در رسانه NextIT اهمیت دارد؟◀
زک کرگر پس از واکنشهای تند هواداران به فیلم رزیدنت اویل، همچنان تمایل دارد در نسخههای بعدی نقشی داشته باشد؛ تحلیلی بر تقابل خلاقیت و وفاداری به بازی.
چه کلیدواژهها و موضوعاتی در این مقاله بررسی شدهاند؟◀
این خبر در حوزه سینما و سریال قرار دارد و کلیدواژههای مرتبط شامل Resident Evil، Zach Cregger، سینما، باکس آفیس، کپکام میباشد.
دیدگاه کاربران (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش!



