Bass X Machina: وسترن، استیمپانک و ضربان نوین انیمه در نتفلیکس!
Bass X Machina: وسترن، استیمپانک و ضربان نوین انیمه در نتفلیکس!


- Bass X Machina: ترکیب بینظیر وسترن، استیمپانک و انیمه با روایتی عمیق و پرچالش.
- انیمیشن خیرهکننده استودیو میر (Studio Mir)؛ خالق آثار بینظیری چون Devil May Cry و The Witcher.
- داستان «بس ریوز» (Bass Reeves) با بازوی سایبرنتیک، درگیر با هویت نژادی و چرخه خشونت در غرب وحشی.
- موسیقی متن هیپهاپ و وسترن با صدای جنل مونه (Janelle Monáe)؛ اوپنینگ گوشنواز و پرانرژی.
تولد یک افسانه: بس ریوز با طعم سایبرپانک و وسترن
«بس ایکس ماشینا» ساخته «لیشان توماس» (LeSean Thomas)، خالق انیمههای محبوب «بوندوکس» (The Boondocks) و «یاسوکه» (Yasuke)، از همان لحظه اول میخکوبتون میکنه. توماس با هوشمندی تمام، افسانه «بس ریوز»، بردهای که فرار کرد و به یک قهرمان قانون تبدیل شد رو برداشته و یک لایه سایبرنتیک و استیمپانک بهش اضافه کرده. اینجا، بس ریوز یک کهنهسرباز جنگ داخلی با یک بازوی سایبرنتیک اسرارآمیز و گذشتهای تراژیک، در قامت یک شکارچی جایزهبگیر ظاهر میشه.
این سریال، فقط یک داستان وسترن ساده نیست؛ بلکه یک پیچش مدرن و عمیق رو به ژانر اضافه میکنه. تصور کنید یک کابوی با بازوی مکانیکی که تو دنیایی پر از تکنولوژیهای بخار و نیروهای ماوراءطبیعه در حال گشتوگذار و مبارزهست! این جسارت توماس و «چاد هندلی» (Chad Handley)، نویسنده و تهیهکننده اجرایی کار، باعث شده تا «بس ایکس ماشینا» فراتر از یک سرگرمی صرف باشه و شما رو به چالش بکشه. آنها هرگز از روایت تماتیک و پیشبرنده داستان غافل نمیشن و همین باعث میشه با وجود تمام عناصر فانتزی، درگیر و شیفته کار بشیم.
ساکوگای خیرهکننده؛ امضای بصری استودیو میر (Studio Mir) در قلب وسترن
حالا برسیم به نقطه قوت اصلی این اثر که برای ما اوتاکوها اهمیت حیاتی داره: انیمیشن! وقتی صحبت از کیفیت بصری میشه، استودیو میر (Studio Mir) خودش رو بارها و بارها ثابت کرده. این استودیوی کرهای، نام خودش رو با آثاری مثل «شیطان ممکن است بگرید» (Devil May Cry)، «جزیره جمجمه» (Skull Island) و فیلمهای انیمیشنی «ویچر» (The Witcher) در نتفلیکس، در کنار بزرگانی مثل «یوفوتیبل» (Ufotable) و «ماپا» (MAPPA) قرار داده. «بس ایکس ماشینا» هم از این قاعده مستثنی نیست و میر بار دیگر سطح انتظارات رو بالا میبره.
ساکوگای فکانداز و روان این انیمه، بهخصوص در صحنههای اکشن و دوئلهای پرسرعت، واقعاً دیدنیه. طراحان استودیو میر به زیبایی تمام، سرعت و هیجان وسترنهای کلاسیک رو با انفجارهای بصری و حرکات اغراقآمیز انیمهای ترکیب کردن. هر گلوله، هر حرکت بازوی سایبرنتیک بس ریوز و هر انفجار، با جزئیاتی خیرهکننده به تصویر کشیده میشه. امضای بصری استودیو میر در تلفیق بینظیر مکانیکها و گجتهای استیمپانک با محیطهای خشن وسترن، یک هارمونی بصری بینظیر خلق کرده که چشم هر بینندهای رو نوازش میده. این کیفیت انیمیشن، حتی وقتی داستان در بخشهایی دچار افت میشه، این سریال رو زنده و پرشور نگه میداره.
فراتر از اکشن: روایت هویت نژادی و چرخه خشونت در غرب وحشی
«بس ایکس ماشینا» فقط یک انیمه اکشن نیست؛ این سریال با شجاعت تمام به موضوعات عمیق و مهمی مثل هویت نژادی و چرخه خشونت میپردازه. لیشان توماس و چاد هندلی هرگز به بیننده اجازه نمیدن فراموش کنه که در آن دوران، مردم رنگینپوست چه ظلم و بیتفاوتیهایی رو تجربه میکردن. این موضوع، به قلب داستان شخصیتهایی مثل بس ریوز و سایر شخصیتهای رنگینپوست نفوذ میکنه و اونها رو درگیر یک دوراهی اخلاقی سخت میکنه: آیا باید در برابر سیستمی که آنها رو سرکوب میکنه، مقاومت کرد یا برای یک زندگی آرامتر، با اون کنار اومد؟
سریال بهویژه با طرح این سؤال که آیا مقابله با خشونت با خشونت، ما رو در مسیر ستمگران قرار نمیده، یک چالش اخلاقی بزرگ رو مطرح میکنه. همچنین، «بس ایکس ماشینا» به زیبایی مفهوم هویت نژادی رو از طریق شخصیتهای چندنژادی (mixed-race) بررسی میکنه. این رویکرد، دیدگاهی عمیق و انسانی به حس بیگانگی و جدایی که از تعلق به دو دنیای متفاوت ناشی میشه، ارائه میده و نشان میده که چطور یک انیمه میتونه فراتر از صحنههای نبرد، به لایههای عمیق اجتماعی و روانشناختی بپردازه. این عمق داستانی، هایپ جامعه جهانی اوتاکوها رو برای آثاری با محتوای غنی، دوچندان میکنه.
سمفونی هیپهاپ و گیتار؛ اوپنینگ و موسیقی متنی که در ذهن میماند
یکی از نقاط اوج «بس ایکس ماشینا» که روح و انرژی خاصی به اون میبخشه، موسیقی متن و اوپنینگ بهیادماندنی اونه. برادران «رومن جیانآرتور» (Roman GianArthur) و «نیت وندر» (Nate Wonder) از «ووندالند آرتز» (Wondaland Arts) متعلق به «جنل مونه» (Janelle Monáe)، یک ترکیب درخشان از ژانرهای مختلف رو خلق کردن. این موسیقی، وسترن کلاسیک رو با ضرباهنگهای هیپهاپ و نمونهبرداریهای تاثیرگذار از آهنگهایی مثل «سیاهتر از توت» (The Blacker The Berry) از «کندریک لامار» (Kendrick Lamar) و «مگر گناه نیست» (Ain't It A Sin) از «چارلز بردلی» (Charles Bradley) در هم میآمیزه.
خود جنل مونه هم نه تنها در نقش همسر خیالی ریوز، «گلوری» (Glory)، حضوری پررنگ داره، بلکه آهنگ تیتراژ اوپنینگ سریال رو هم اجرا میکنه. این آهنگ با گیتار دلنشین وسترن شروع میشه و بعد با ترکیبی پرانرژی از ترومپتهای جَز و درامز قدرتمند، اوج میگیره. این اوپنینگ، دقیقاً همان حس همجوشی فرهنگی رو القا میکنه که در موسیقی متن فیلمهایی مثل «سختتر سقوط میکنند» (The Harder They Fall) شاهدش بودیم. موسیقی اینجا فقط یک پسزمینه نیست؛ خودش یک شخصیت فعاله که روایت رو عمیقتر و هیجانانگیزتر میکنه و مثل یک نبض پرشور، در طول سریال جاریه.
پتانسیل بیکران؛ اما آیا ۶ اپیزود کافی بود؟
با تمام تعاریف و ستایشهایی که از «بس ایکس ماشینا» کردم، باید به یک نکته مهم هم اشاره کنم که بسیاری از سریالهای امروزی باهاش دستوپنجه نرم میکنن: مشکل در تعیین طول مناسب برای داستان. نیمه اول فصل شش قسمتی، با ریتم خوبی پیش میره و اطلاعات جهانسازی و شخصیتپردازی رو به شکل مناسبی ارائه میده، در حالی که اکشنهای انفجاری و تیراندازیها هم در هر قسمت به وفور یافت میشه.
اما در نیمه دوم سریال، به نظر میرسه که ایدههای توماس و هندلی کمی بیش از حد شلوغ میشن و فرصت کافی برای نفس کشیدن و توسعه پیدا نمیکنن. بهعنوان مثال، تغییر مسیر یکی از شخصیتها به سمت تبدیل شدن به یک شرور، آنقدر سریع اتفاق میافته که فرصتی برای درک انگیزههای اون باقی نمیذاره. همچنین، پایانبندی «بس ایکس ماشینا» حس یک سریال مستقل رو میده که در عین حال راه رو برای آینده باز گذاشته. این موضوع که یک شخصیت در یک لحظه بیهوشه و در لحظه بعدی وارد یک داستان کاملاً جدید میشه، این سؤال رو مطرح میکنه که چرا حداقل یک یا دو قسمت اضافی برای یک اپیلوگ (Epilogue) و پایانبندی بهتر در نظر گرفته نشد. با این حال، حتی با این ایرادات جزئی، «بس ایکس ماشینا» یک تجربه بینظیر و هیجانانگیز رو برای طرفداران انیمه و وسترن رقم میزنه و پتانسیل عظیمی برای فصول بعدی داره که امیدوارم نتفلیکس به اون بها بده.

اوتاکو و پژوهشگر انیمیشن ژاپن، متخصص بررسی استودیوهای MAPPA، Ufotable و تحلیل تکنیکهای پویانمایی ساکوگا و انیمههای شونن.
مطالب مرتبط پیشنهادی
بیشتر در انیمه ←پرسشهای متداول پیرامون این مطلب (FAQ)
مهمترین نکات و خلاصه گزارش «Bass X Machina: وسترن، استیمپانک و ضربان نوین انیمه در نتفلیکس!» چیست؟◀
Bass X Machina: ترکیب بینظیر وسترن، استیمپانک و انیمه با روایتی عمیق و پرچالش. | انیمیشن خیرهکننده استودیو میر (Studio Mir)؛ خالق آثار بینظیری چون Devil May Cry و The Witcher. | داستان «بس ریوز» (Bass Reeves) با بازوی سایبرنتیک، درگیر با هویت نژادی و چرخه خشونت در غرب وحشی. | موسیقی متن هیپهاپ و وسترن با صدای جنل مونه (Janelle Monáe)؛ اوپنینگ گوشنواز و پرانرژی.
چرا این تحلیل تخصصی در رسانه NextIT اهمیت دارد؟◀
Bass X Machina: وسترن، استیمپانک و ضربان نوین انیمه در نتفلیکس!
چه کلیدواژهها و موضوعاتی در این مقاله بررسی شدهاند؟◀
این خبر در حوزه انیمه قرار دارد و کلیدواژههای مرتبط شامل میباشد.
دیدگاه کاربران (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش!


