فروش ۴۰۰ میلیون دلاری رزیدنت ایول و خستگی زک کرگر از مقایسههای ویدیوگیمی
زک کرگر با وجود فروش ۴۰۰ میلیون دلاری ریبوت رزیدنت ایول، از مقایسههای بیپایان فیلمش با بازیهای ویدیوگیمی و نادیده گرفته شدن ساختار سینمایی اثرش گلایه کرد.


- موفقیت تجاری چشمگیر و فتح گیشه ۴۰۰ میلیون دلاری ریبوت «رزیدنت ایول» به کارگردانی زک کرگر در سراسر جهان.
- گلایه شدید زک کرگر از تمرکز مقایسهای هواداران متعصب بر قوانین بازی جای ارزیابی خودِ اثر سینمایی.
- تصمیم جسورانه کارگردان «بربر» برای خلق روایتی جدید با بازی آستین آبرامز به جای بازسازی تکراری کاراکترهای قدیمی.
شجاعت زک کرگر در قلمرو کاپکام؛ ساخت یک کابوس تازه به جای بازسازی تکراری
وقتی نام زک کرگر (Zach Cregger) پس از ساخت آثار موفقی مثل «بربر» (Barbarian) و «سلاحها» (Weapons) بهعنوان سکاندار ریبوت سینمایی جدید «رزیدنت ایول» (Resident Evil) اعلام شد، هواداران سینمای وحشت میدانستند با یک فیلم معمولی روبهرو نخواهند شد. کرگر بهجای پیادهسازی فرمولهای فرسوده هالیوود و بازسازی موبهموی خطوط داستانی کپکام (Capcom)، دست به ریسکی بزرگ زد. او سراغ کاراکترهای شناختهشدهای مثل لیون اس. کندی یا جیل ولنتاین نرفت، بلکه روایتی کاملاً مستقل و منحصربهفرد را در دل جهان شناختهشده این فرنچایز بنا نهاد.
در این روایت تازه، آستین آبرامز (Austin Abrams) در نقش برایان (Bryan)، یک پیک محمولههای پزشکی، ظاهر میشود؛ انسانی عادی که یک ماموریت ساده روزمره او به نبردی نفسگیر و خونین برای بقا تبدیل میشود. ساختار فیلمنامه کرگر بر پایه تعلیق خردکننده و فضاسازی بستهای شکل گرفت که به جای تکیه بر اطلاعات قبلی بیننده از بازیها، او را مستقیماً در تپش قلب کاراکتر اصلی شریک میکرد.
انفجار در گیشه جهانی؛ وقتی فتح ۴۰۰ میلیون دلاری هم هواداران متعصب را راضی نمیکند
نتیجه این جسارت در تاریخ ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶ روی پرده رفت و ارقام گیشه و سوددهی تجاری آن استودیو را شگفتزده کرد. فیلم توانست به رقم باورنکردنی حدود ۴۰۰ میلیون دلار در باکسآفیس جهانی دست پیدا کند؛ رقمی که در ردهبندی فیلمهای اقتباسی و درجه سنی R یک پیروزی بزرگ محسوب میشود. منتقدان سینمایی ریتم تدوین و جلوگیری از افت انرژی در طول ۱۰۰ دقیقه فیلم را ستودند و شیمی بازیگران روی پرده، بهویژه نقشآفرینی ملموس آستین آبرامز، مورد تمجید قرار گرفت.
اما این موفقیت تجاری خردکننده و تحسینهای سینمادوستان حرفهای، مانع از شکلگیری یک تلاطم حاشیهای در رسانهها نشد. درحالیکه مدیران استودیو مشغول جشن گرفتن برای سودآوری مالی فیلم بودند، موجی از مقایسههای تند و بیرحمانه از سوی بخشی از جامعه هواداران تعصبی بازیهای ویدیوگیمی به راه افتاد که کرگر را شگفتزده و در نهایت دلخور کرد.
درام پادکست The Town؛ گلایههای کارگردانی که پرده نقرهای را فدای فنسرویس نکرد
زک کرگر در گفتگوی اخیر خود در پادکست معروف «تاون» (The Town)، سفره دلش را باز کرد و از احساس سرخوردگی خود پیرامون واکنشهای پس از اکران فیلم سخن گفت. او با صراحت تاکید کرد که بخش عمدهای از بحثها و مجادلات حول فیلم، هیچ ارتباطی با ارزشهای سینمایی اثر او، کیفیت میزانسن پرکشش، نورپردازی تیره و تکنیکهای کارگردانیاش نداشته است.
کرگر در این مصاحبه توضیح داد: «فضای بحثها بهجای اینکه روی خودِ فیلم و تجربهای که روی پرده خلق کردهایم تمرکز کند، کلاً به این سمت رفت که آیا این اقتباس توانسته انتظار هواداران قدیمی بازی را برآورده کند یا نه. همه میپرسیدند چرا فلان شخص شناختهشده بازی حضور ندارد یا چرا فلان جزییات افسانهشناسی (Lore) تغییر کرده است. این نگاه مقایسهای، تمام هدف من از ساخت یک اثر متفاوت و مستقل را زیر سایه برد.»
آستین آبرامز و خلق تعلیق؛ میزانسن پرکشش در برابر نوستالژی بازیها
نکتهای که کرگر به آن اشاره میکند، آسیب شناسی دقیق صنعت سینمای امروز در مواجهه با فرنچایزهای بزرگ است. او بهجای ساخت یک ارجاعنامه تصویری صرف (Fan Service)، یک اثر سینمایی جاندار با ریتمی تند ساخته بود. موسیقی متنی که روی صحنهها سنگینی میکرد و حس خفقان را به تماشاگر انتقال میداد، به همراه دوربین سیالی که قدم به قدم با برایان در راهروهای تاریک پیش میرفت، جزییاتی بودند که فدای بحثهای بیپایان کانن (Canon) بودن یا نبودن فیلم شدند.
آستین آبرامز در نقش برایان، حس ترس خالص یک انسان عادی را بدون اغراقهای قهرمانانه هالیوودی به تصویر کشید. کرگر نشان داد که برای ساخت یک فیلم ترسناک عالی در دنیای رزیدنت ایول، نیازی به شلیکهای مداوم با سلاحهای سنگین نیست، بلکه کشش دراماتیک و حس ناامنی واقعی است که مخاطب را روی صندلی سینما میخکوب میکند.
طلسم اقتباسهای سینمایی؛ آیا سینما باید تا ابد در اسارت بازیهای ویدیویی بماند؟
اظهارات زک کرگر چالش بزرگ فیلمسازان مؤلف در برخورد با ویدیوگیمهای محبوب را آشکار میسازد. آیا یک کارگردان حق دارد روح و فضاسازی یک دنیای شناختهشده را بگیرد و در آن قصهای تازه خلق کند؟ یا اقتباس سینمایی تنها موظف به بازسازی فریمبهفریم پیکسلهای بازی است؟
اگرچه کرگر احتمال بازگشت خود برای ساخت دنباله این فیلم را کاملاً رد نکرده، اما دلخوری او نشان میدهد که تا چه حد فشارهای حاشیهای میتواند انگیزه کارگردانان صاحبسبک را کاهش دهد. با این حال، ثبت رقم ۴۰۰ میلیون دلاری در باکسآفیس اثبات کرد که زبان سینمای اصیل و تعلیق نفسگیر، همیشه مخاطبان واقعی پرده نقرهای را به سالنها میکشاند؛ حتی اگر متعصبان دنیای گیم از غیبت قهرمانان قدیمیشان راضی نباشند.

منتقد سینما، تحلیلگر آمار گیشه هالیوود و سینهفیل با ۱۰ سال سابقه پوشش فستیوالهای بینالمللی و جریان اصلی فیلمهای هالیوود.
مطالب مرتبط پیشنهادی
بیشتر در سینما و سریال ←
سینما و سریالجک لاودن و سایه سنگین ۰۰۷؛ وقتی گری اولدمن مسیر جیمز باند را هموار میکند
سینما و سریالسقوط آزاد در گیشه؛ کریسمس خونین با نمره صفر منتقدان چه سرنوشتی دارد؟
سینما و سریالجان گودمن؛ هراس از تیغِ نقدهایِ پیشدستانه در تالارِ آینههایِ هالیوود
پرسشهای متداول پیرامون این مطلب (FAQ)
مهمترین نکات و خلاصه گزارش «فروش ۴۰۰ میلیون دلاری رزیدنت ایول و خستگی زک کرگر از مقایسههای ویدیوگیمی» چیست؟◀
موفقیت تجاری چشمگیر و فتح گیشه ۴۰۰ میلیون دلاری ریبوت «رزیدنت ایول» به کارگردانی زک کرگر در سراسر جهان. | گلایه شدید زک کرگر از تمرکز مقایسهای هواداران متعصب بر قوانین بازی جای ارزیابی خودِ اثر سینمایی. | تصمیم جسورانه کارگردان «بربر» برای خلق روایتی جدید با بازی آستین آبرامز به جای بازسازی تکراری کاراکترهای قدیمی.
چرا این تحلیل تخصصی در رسانه NextIT اهمیت دارد؟◀
زک کرگر با وجود فروش ۴۰۰ میلیون دلاری ریبوت رزیدنت ایول، از مقایسههای بیپایان فیلمش با بازیهای ویدیوگیمی و نادیده گرفته شدن ساختار سینمایی اثرش گلایه کرد.
چه کلیدواژهها و موضوعاتی در این مقاله بررسی شدهاند؟◀
این خبر در حوزه سینما و سریال قرار دارد و کلیدواژههای مرتبط شامل رزیدنت ایول، زک کرگر، باکس آفیس، سینمای وحشت، هالیوود میباشد.
دیدگاه کاربران (0)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش!